برگردان به زبان ساده
ای کعبهٔ جان از تو کلیسای فرنگی
بی یاد تو دل را دو جهان سینهٔ تنگی
هوش مصنوعی: ای کعبهٔ جان، بدون یاد تو، دل در دو جهان مانند سینهای تنگ است و کلیسای فرنگی نمیتواند جای تو را بگیرد.
جان دیده از آن نرگس عیار فریبی
دل خورده از آن غمزهٔ خونخوار خدنگی
هوش مصنوعی: چشم من از زیبایی آن نرگس فریبنده شگفتزده است و دل من از نگاه خیرهکننده و کشندهاش به درد آمده است.
دیری ست که شرمنده ام از سبحه، چه سازم؟
زنّار به چنگی بود، آن طرّه به چنگی
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که از داشتن استخاره شرمندهام، چه کار کنم؟ زنجیری که به دستم است، آن موهایی که در دستم است.
یک زمزمه در پرده گشایی ست ولیکن
دل نغمه به رنگی زد وناقوس به رنگی
هوش مصنوعی: یک صدای نرم و خفی در حال بیان جزئیاتی است، اما دل به رنگ خاصی نغمه سر میدهد و زنگی به رنگ دیگری به صدا درمیآید.
گوهر به دو کف می دهم و ناخن آن نیست
کز سینهٔ معدن بخراشم رگ سنگی
هوش مصنوعی: من دو گوهر را در دستانت قرار میدهم، اما نمیتوانی با ناخن آنها را درآوری، زیرا من از اعماق معدن، رگهای سنگی را میشکافم.
از عشق پرآشوب محال است نجاتم
هر قطره درین بحر بود کام نهنگی
هوش مصنوعی: عشق پر از نوسان و آشفتگی است و فرار از آن غیر ممکن است. هر یک از لحظهها و احساسات در این دریا، به اندازهی گنجینهای بزرگ و شگفتانگیز است.
رسوایی جاوید حزین ار طلبد عشق
صد نام نکو باد به گرد سر ننگی
هوش مصنوعی: اگر عشق بخواهد رسوایی همیشگی را به همراه داشته باشد، پس حتی هزاران نام نیک هم نمیتوانند دور سر آن ننگ بیفزایند.