برگردان به زبان ساده
ای سوختهٔ عشق چرا کم ز سپندی؟
از خویش برون آی به یاهوی بلندی
هوش مصنوعی: ای کسی که در عشق دلburned شدی، چرا کمتر از عطر خوش زندگی میزنی؟ از حالت درون خود خارج شو و به سمت بلندیها برو.
بر خویش نبالیم به درویشی و شاهی
بر دوش نداریم پلاسی و پرندی
هوش مصنوعی: ما نه به ثروت و مقام خود میبالیم و نه به لباسهای فاخر و تجملات زندگی؛ بلکه بر دوش ما چیزی نیست جز سادهزیستی و فروتنی.
با سوخته جانان چه کند آتش دوزخ
من ساخته ام با تب هجران تو چندی
هوش مصنوعی: آتش دوزخ را فراموش کردهام، چون درد جدایی تو برایم چنان سوزنده است که هیچ چیز نمیتواند به اندازه آن عذابم کند.
مردی بود از نفس خطرناک گذشتن
زبن خندق آتش، بجهانیم سمندی
هوش مصنوعی: مردی بود که با شجاعت از محل خطرناک عبور کرد، مانند اسبی که به سمت دنیا میتازد.
گفتی که حزین در غم ما، حال دلت چیست؟
آتش به دل سوخته ام باز فکندی
هوش مصنوعی: گفتی که ای حزین، در غم ما چه حال و احوالی داری؟ من در دل خود زبانههای آتشین دارم و تو دوباره این آتش را بر افروختی.