برگردان به زبان ساده
من رند خراباتم،سر مست و خراب اولی
وین عقل نصیحت گر، مغلوب شراب اولی
هوش مصنوعی: من آدمی سرمست و شادابم که در این حال و هوای نابسامان زندگی میکنم، در حالی که این عقل و نصیحت که به من میگوید چگونه زندگی کنم، تحت تأثیر جذبه شراب و شادی من قرار دارد.
در خرقه نمی گنجم، با سبحه نمی سازم
ایام بهار آمد، ساقی می ناب اولی
هوش مصنوعی: من در لباس زهد و پارسایی نمیگنجم و نمیتوانم با ذکر و عبادت روزهای بهار را بگذرانم. ای ساقی، زمان نوشیدن شراب ناب اول فرا رسیده است.
بی عشق چه فیض آخر، از عمر توان بردن
هر جاکه دلی باشد، زان طره به تاب اولی
هوش مصنوعی: بی عشق چه سودی از زندگی میتوان برد؟ هرجا که دلی باشد، از زیبایی و جذابیت آن به شوق میآید.
از برق جلال آمد، گلگونه جمالش را
نظارهٔ حسن او، در عین عتاب اولی
هوش مصنوعی: از درخشش عظمت و زیباییاش، چهرهی زیبا و خوشرنگش را میبینم که در عین خشم و سرزنش، جلوهگری میکند.
رندان قلندروش، از بزم برون رفتند
محفل چو شود خالی، خاموشی و خواب اولی
هوش مصنوعی: دستهای از افراد آزاداندیش و بیپروا، از جمعهای جشن و سرور خارج شدند. وقتی محفل خلوت میشود، سکوت و خواب نخستین آغاز میگردد.
تا عمر بود بستان، از ساقی ما جامی
فرصت چو رود از دست، ای دوست شتاب اولی
هوش مصنوعی: تا زمانی که زندگی ادامه دارد، از ساقیام شرابی بگیر و از دست نده؛ زیرا فرصتها مانند آب از دستان میگذرد. ای دوست، شتاب کن که وقت تنگ است.
این دل که حزین دارد، از خیل وفاکیشان
از آتش عشق او، در سینه کباب اولی
هوش مصنوعی: این دل غمگین من به خاطر وفای محبوبانش، مانند آتشی در سینهام احساس سوزش میکند.