برگردان به زبان ساده
سیمین بدنا! شمع شبستان که بودی؟
من سوختم، آرایش ایوان که بودی؟
هوش مصنوعی: ای سیمینبدن! تو که در شبستان مانند شمع روشنی میبخشیدی، حالا کجایی؟ من در آتش عشق تو سوختم، زیبایی و زینت ایوان کجاست؟
نگذاشته ای دین به خرابات نشینان
در صومعه، غارتگر ایمان که بودی؟
هوش مصنوعی: تو اجازه ندادهای که دین در مجاورت گناهکاران و افراد غارتگر قرار گیرد، پس چه کسی بود که ایمان را چنین به تاراج ببرد؟
خار عجبی بود به چشم از ره خوابم
دوشینه گل جیب و گریبان که بودی؟
هوش مصنوعی: دوش در خواب، خار عجیبی به چشمم آمد. گلها در جیب و گریبان من چه بود؟
آشفته شد ای باد صبا از تو دماغم
در سلسلهٔ زلف پریشان که بودی؟
هوش مصنوعی: ای باد صبا، چه طور شده است که من از تو، به خاطر زلفهای پریشان او، دچار آشفتگی و سردرگمی شدهام؟ تو که همیشه به عنوان پیامآور عشق و زیبایی میآمدی، چرا حالا باعث این وضعیت شدهای؟
هر زخم تو لب می مکد از جوش حلاوت
ای دل هدف ناوک مژگان که بودی؟
هوش مصنوعی: هر آسیبی که به تو میزند، مانند شیرینی لبی است که به آرامی از آن میچکد. ای دل، هدف تیر چشمهای زیبا چه کسی بوده است؟
شب با که نشستی، سر زلفت که به کف داشت؟
جانان من، آرام دل و جان که بودی؟
هوش مصنوعی: در شب با چه کسی نشستهای و سر گیسوانت را در دست کی گرفتهای؟ ای محبوب من، تو که بودی که آرامش دل و جانم هستی؟
پیدا بود از لعل تو پیمانه کشیها
ای عهد شکن بر سر پیمان که بودی؟
هوش مصنوعی: از زیبایی و ارزش لعل تو، واضح بود که تو چه کسی هستی، ای کسی که به قول و قرار خود وفا نکردی و بر سر پیمان چه کسی حضور داشتی؟
بی لعل تو الماس بود روزی داغم
ای شور قیامت نمک خوان که بودی؟
هوش مصنوعی: روزگاری لعل تو باعث درخشش و زیبایی من بود، ای شورانگیز قیامت! اکنون که به یاد تو میافتم، درد و داغی در وجودم حس میکنم. تو کیستی که نمک بر زخمهای من میزنی؟
آرام نگردید درین دشت نصیبت
ای سیل، خروشان کهِ جوشان که بودی؟
هوش مصنوعی: در این دشت، ای سیل، نمیتوانی آرام بگیری، زیرا تو همچون جریانی خروشان و پرجنبوجوش هستی که همیشه در حال حرکت و تلاطم است.
جان مست حزین می شود از طرز صفیرت
دستان زنِ خوش لهجهٔ بستان که بودی؟
هوش مصنوعی: جان به حالت مسحورکنندهاش میافتد وقتی صدای دلنشین دستان زنی در باغ به گوش میرسد. تو کیستی که چنین احساسی را به وجود میآوری؟