برگردان به زبان ساده
مژگان نگر چو عربده جویان برآمده
خنجر به دست، بر زده دامان برآمده
هوش مصنوعی: مژگان (مژهها) را ببین که مانند افرادی خشمگین و با چاقو در دست به جلو میآیند، و دامان (لباس) را نیز بالا زدند.
شمشیرکین به کف، نگه کافر از فرنگ
آیا پی کدام مسلمان برآمده؟
هوش مصنوعی: با شمشیر در دست و نگران، آیا این کافر از سرزمین فرنگ برای کدام مسلمان آماده شده است؟
زان آب تیغ، لاله هر زخم پیکرم
شاداب تر ز لعل بدخشان برآمده
هوش مصنوعی: از آن آب تیغی که بر بدنم زخم میزند، لالهها به شکلی شادابتر از لعلهای بدخشان سر برآوردهاند.
زاهد بیاض گردن او بین و می بنوش
صبحی عجب ز چاک گریبان برآمده
هوش مصنوعی: به زاهدی که سر و گردنش را با لباس سفید پوشانده، نگاهی بینداز. او در صبح، عجبی دارد؛ چرا که در حالی که لباسش پاره شده، در حال نوشیدن می است.
سرتا به پا سرشتهٔ فیض است قامتش
این شاخ گل به کام بهاران برآمده
هوش مصنوعی: تمام وجود او سرشار از نعمت و زیبایی است، بهگونهای که قامتش همچون شاخهای از گل در فصل بهار شکوفا شده است.
رو، شبچراغ دیده آشفته خاطران
در سر شراب، طره پریشان برآمده
هوش مصنوعی: چهرهات مانند چراغی است که در دل تاریکیهای آشفته و پریشان خاطران، روشنی میبخشد. در حالی که در سر من، افکار و احساسات نوشیدنیهای مختلف جاری شده و موهای پریشان و بینظم تو، بر افراشته است.
می سوزد از حلاوت دشنام کام من
تلخ از دهان او شکر افشان برآمده
هوش مصنوعی: از گفتار تلخ او روحم به شدت جریحهدار میشود، اما همچنان طعم دلپذیر و شیرینی در کلامش حس میکنم.
ریزم من اشک حسرت و بالد نهال او
سروش به آب دیده گریان برآمده
هوش مصنوعی: من اشکهای حسرت را مانند دانههای ریز میدانم و چنین به نظر میرسد که صدای سروش، مانند نهالی از دل این اشکها سر برآورده است.
در نوبهار خط، لب او شد نگه فریب
ریحان به گرد چشمه ی حیوان برآمده
هوش مصنوعی: در بهار، زیبایی چهرهاش مانند نگینی دلربا جلوهگر شد، همانند ریحان که در اطراف چشمهای تر و تازه میروید.
دارم به عشق خردهء جانی که چون شرار
از تاب و تب در آتش سوزان برآمده
هوش مصنوعی: من به عشق کوچکی از جانم مینگرم که مانند دانهای آتشین از شدت حرارت و تلاطم به بیرون پرتاب شده است.
در بر زره ز زلف و ز ابرو کشیده تیغ
در کشتنم ببین به چه سامان برآمده
هوش مصنوعی: در آغوش تو، زرهای از زلف و ابرو به تن کردهام. حتما ببین که چگونه این تیغ قاتل، به کشتن من آمده و چه حالتی به وجود آورده است.
اول بساط خویش به او عرضه کرده ام
هر جانبی به غارت ایمان برآمده
هوش مصنوعی: من ابتدا تلاش کردهام تمام هستی و داراییام را به او تقدیم کنم و هر کسی که در این راه آمده، به نوعی از ایمان من بهرهبرداری کرده است.
جوشید سیل گریه ات از دل اگر حزین
باز از تنور گرم تو طوفان برآمده
هوش مصنوعی: اگر دل تو پر از غم و اشک باشد، مانند سیل جاری میشود، ولی با وجود این، از وجود تو نیرویی همچون طوفان در حال برخاستن است که نشاندهندهٔ قدرت و گرمای درونت است.