برگردان به زبان ساده
لعل لب او تا به لب جام رسیده
جان بر لبم از رشک به ناکام رسیده
هوش مصنوعی: لبهای پُررنگ و زیبای او چنان شیفتهام کرده که انگار جام شراب به لبم رسیده، اما من به خاطر حسادت و ناکامیام در دستیابی به او، به شدت نگران و پریشانحال هستم.
خجلت به گلاب ار دهد اشکش عجبی نیست
چشمی که به آن عارض گلفام رسیده
هوش مصنوعی: اگر چشمی با اشک خود خجالت از گلهای خوشبو احساس کند، این جای تعجب ندارد، چون به چهره زیبا و دلفریب آن مینگرد.
حیرت کند از قطره آبی که گهر راست
هر کس به غلط بخشی ایام، رسیده
هوش مصنوعی: این بیت به بیان این نکته میپردازد که هر فرد با برداشتهای نادرست خود از زمان و زندگی، ممکن است به اشتباه فکر کند که شگفتیهای ارزشمند و کوچک، در واقع بزرگ هستند. به همین دلیل، ارزشهای حقیقی را که مانند گوهر هستند، نادیده میگیرد.
زد چاک ز باد سحری جامه جان را
از غنچه بپرسید، چه پیغام رسیده
هوش مصنوعی: چون در صبح زود، نسیم لطیفی وزید، لباس جان را چاک زد و از غنچه پرسید که چه خبری به او رسیده است؟
آتش نَفَسان شمعِ نهانخانهٔ خاکند
نوبت به من تیره سرانجام رسیده
هوش مصنوعی: شمعی که در دل خاک پنهان است، شعلهاش هنوز زنده است. حالا نوبت من است که به سرانجامی تیره و تار برسم.
گر شیوه پرواز ندانم عجبی نیست
بال و پر من در شکن دام رسیده
هوش مصنوعی: اگر نتوانم روش پرواز را یاد بگیرم، جای تعجبی نیست که بال و پر من در دام شکسته شده و به زمین رسیده است.
هر راهروی میرسد انجام به منزل
دل بس که تپیدهست به آرام رسیده
هوش مصنوعی: هر مسیری که طی میشود، در نهایت به مقصد قلب میرسد؛ چون دل به خاطر تپشهایش، به آرامش رسیده است.
کو صبح نشاطی که دمی شاد برآرم؟
چون شمع سحر روز مرا شام رسیده
هوش مصنوعی: کجا میتوانم صبحی پرنشاط پیدا کنم که بتوانم لحظهای شاد باشم؟ مانند شمعی که در صبح به پایان میرسد، روز من هم به شب رسیده است.
ماندهست نشانی که ز من رنگ پریدهست
خورشید حیاتم به لب بام رسیده
هوش مصنوعی: نشانهای از من باقی مانده که رنگش کمرنگ شده است و زندگیام به نقطهای نزدیک شده که در آستانهی پایان است.
جز سوختنم شمع صفت کار دگر نیست
شادم که مرا کار به انجام رسیده
هوش مصنوعی: تنها کاری که میکنم، سوختن شمعوار است. خوشحالم که کارم به سرانجام رسیده است.
چیزی که به یادش نرسد دوری خویش است
هر کس به وصال تو دلارام رسیده
هوش مصنوعی: هر کسی که به وصال و نزدیکی تو، که برایش آرامش و خوشحالی به ارمغان میآورد، دست یافته، دیگر به دوری و جدایی نمیاندیشد.
پیداست حزین از سخنت گرمی شوقی
جوشیده بسی تا که می خام رسیده
هوش مصنوعی: حزین میگوید که از صحبتهای تو مشخص است که شوق و هیجان زیادی در دل تو جریان دارد، تا جایی که به مشروباتی که میخواستی رسیدهای.