برگردان به زبان ساده
ز خون دیده باشد مایه دار، اشک غم آشامان
به آب خویش گردد آسیای گوهر غلتان
هوش مصنوعی: کسی که از درد و غم با چشمانش میریزد، اشکهایش به مانند آب زندگیبخش میشود و همچون آسیاب، مرواریدهای گرانبها را در خود میچرخاند.
به حال زار بیمار غم، ای تیغ ستم رحمی
سرم را بیش ازین مپسند بر زانوی غمخواران
هوش مصنوعی: ای تیغ ستم، دیگر بیشتر از این بر من که بیمار غم هستم رحم نکن، چرا که در کنار غمخوارانم بر زانوی غم نشستهام و حال و روزی ناگوار دارم.
بهار حسن را شرط است ابر دیدهء عاشق
مخند ای شاخ گل بر چشم گریان هواداران
هوش مصنوعی: بهار زیبا نیازمند بارش است، بنابراین ای گل زیبا، بر چشمهای نگران عاشقان نخیند.
اگر نبود تو را پروای مهجوران عجب نبود
نمی دانی دل رسوا، نمی فهمی غم پنهان
هوش مصنوعی: اگر تو دغدغهی کسانی که تنها و بیخبرا هستند را نداشتی، جای تعجب نبود. نمیدانی که دل رسوا و آشفتهای دارم و غمهای نهانم را درک نمیکنی.
حزین دور از وطن زین صعب تر دردی نمی باشد
بلای الفت دونان، غم مهجوری یاران
هوش مصنوعی: دور بودن از وطن برای حزین، دشوارتر از این درد نیست. مصیبت دوستی افراد پست و غم دوری از یاران، بسیار سنگین است.