برگردان به زبان ساده
این لاله نیست بر سر مشت غبار من
گل کرده است داغ کسی از مزار من
هوش مصنوعی: این گل لاله نیست که بر سر خاک من روییده؛ بلکه نشانهای است از درد و یاد کسی که در کنارم است و در دل من باقی مانده.
پیرانه سر ز کلک من آید نوای عشق
منقار بلبل است نی رعشه دار من
هوش مصنوعی: در دوران پیری، عشق من دوباره بیدار میشود و نوای عاشقانهام مانند صدای بلبل است، هرچند که من دچار لرزش و ناامیدی هستم.
ای خفتگان خاک، بشارت که می دمد
صبح قیامت از نفس بی غبار من
هوش مصنوعی: ای کسانی که در خواب بیخبر از حال خود هستید، خبر خوب این است که صبح قیامت با نفس پاک و خالص من طلوع خواهد کرد.
مژگان ز گریه ریخت وگرنه درین بهار
می ریخت پارهٔ جگری در کنار من
هوش مصنوعی: چشمانش از اشک پر شده بود وگرنه در این بهار، تکهای از دلش را در کنار من میریخت.
روز حساب می رسد ای زلف کج حساب
آشفته تر ازین نکنی روزگار من
هوش مصنوعی: در روز حساب، ای زلفی که حساب و کتابات درهم ریخته است، وضعیت من را بدتر از این نکن.
شکرت چه گویم ای مژه های دراز دست
نگذاشتی به دست کسی اختیار من
هوش مصنوعی: ای مژههای بلند، چه بگویم از شکرگزاریام که هیچکس را قادر ندانستی که به اختیار من دست بگذارد.
عمرم گذشت و یار نیامد به سر حزین
آه از تپیدن دل امّیدوار من
هوش مصنوعی: عمرم سپری شد و محبوبم نیامد، دل نگران و امیدوارم همچنان میتپد. افسوس!