برگردان به زبان ساده
ز خط گلعذاران است سودایی دماغ من
نمک پرورده ی شور بهاران است داغ من
هوش مصنوعی: دل من تحت تأثیر زیباییهای گلها و عطر بهار است و شور و شوقی که در این فصل دارم، به گونهای عمیق و خاص بر روحم تأثیر گذاشته است. آنچه مرا به وجد میآورد، در واقع حسرت و امیدی است که به همراه دارد.
دمی در گلشنم، ضبط زبان خود کن ای بلبل
که نازکتر بود از پرده های گل دماغ من
هوش مصنوعی: لحظهای در باغ بمان و زبانت را نگهدار، ای بلبل، زیرا نازکتر از پردههای گل، بوی من است.
کند سر دو عالم را، ز مستی نقل محفلها
کنی در ساغر جمشید اگر دُردِ ایاغ من
هوش مصنوعی: اگر تو در ساغر جمشید، شراب بنوشی و همچون مستی که در محفلها نقل داستانها را میکند، بر دو دنیا تسلط یابی، من نیز در کنار تو مینوشم.
من بی حاصل از بس دورگرد مقصد خویشم
نفس در سینه ی برق است سوزان، در سراغ من
هوش مصنوعی: من که به خاطر چرخشهای بیپایان دور از هدفم، در سینهام آتشی سوزان دارم و در جستجوی من هستی.
چو شمع از جان گدازی می کنم محفل فروزیها
حزین تا من نمی سوزم، نمی سوزد چراغ من
هوش مصنوعی: من همچون شمعی هستم که جانم را فدا میکند تا محفل را روشن نگه دارد. اما زمانی که خودم نمیسوزم، چراغ من هم روشن نمیماند.