برگردان به زبان ساده
ز فیض آبرو سبز است، نخل مدعای من
به آب خویش می گردد، چو گرداب آسیای من
هوش مصنوعی: به خاطر لطف و نعمت، نخل آرزوهایم با آب خودش سرسبز میشود، درست مانند گردابی که برای آسیا به وجود میآید.
به معراجی رسانیده ست سروت سرفرازی را
که ترسم کوته افتد طره ی آه رسای من
هوش مصنوعی: سرو بلند و با وقار تو را به عرش و اوج رسانده است، اما نگرانم که موهای پریشان و سرشار از اندوه من ناگهان کوتاه شود.
نمی دانم به دام کیستم، لیک این قدر دانم
که در خون زد گلستان را صفیرآشنای من
هوش مصنوعی: نمیدانم به دست کدام سرنوشت گرفتار شدهام، اما میدانم که صدای آشنای من، گلستان را در خون خود غوطهور کرده است.
به ازکثرت نمی باشد دلیلی راه وحدت را
نماید هر سر خاری، چراغی پیش پای من
هوش مصنوعی: در این جهان پر از شلوغی و تنوع، هیچ دلیلی برای وحدت وجود ندارد که بتواند راه را نشان دهد. حتی اگر هر فردی مثل خار باشد، باز هم یک چراغ کمکی برای من در این مسیر وجود دارد.
گشاید شاهد مقصودم، آغوش اجابت را
حزین از سینهٔ چاک است محراب دعای من
هوش مصنوعی: شاهد مورد نظر من آغوش خود را به روی خواستهام میگشاید و محراب دعای من از درد و غم پر شده است.