برگردان به زبان ساده
کار دل خام شد از سوزش بسیار چنین
عشق افکنده مرا از نظر یار چنین
هوش مصنوعی: عشق شدید و سوزان من باعث شده که دربارهٔ احساساتم دچار مشکل شوم و همین عشق باعث دوری من از یارم شده است.
یاد آن قامت موزون نرود از دل ما
مصرع سرو کند فاخته، تکرار چنین
هوش مصنوعی: یاد آن خوشجزئیه و زیبا هرگز از دل ما نمیرود. مثل سرو که بلند و زیبا است، فاخته نیز بخشی از این یاد را تکرار میکند.
پیش یوسف ندرد پرده زلیخا، چه کند؟
دل بی تاب چنان، ناز خریدار چنین
هوش مصنوعی: وقتی دل عاشق بیتاب میشود و میل به دلبر پیدا میکند، هیچ مانع و پردهای نمیتواند عشق او را پنهان کند. وقتی دل به کسی تعلق دارد، دیگر نمیتواند در برابر زیبایی و ناز او مقاومت کند.
ای که زد بر رگ جان نشتر کاری نگهت
آه من می کند آخر به دلت کار چنین
هوش مصنوعی: ای کسی که با نگاهت به جانم ضربهای زدی، آه من نشان میدهد که در دلت نیز کاری از این دست انجام میدهی.
سهل باشد اگرم قدر ندانی لیکن
عشق را خوار مکن ای گل بی خار چنین
هوش مصنوعی: اگرچه قدر عشق را ندانستهای، اما نگذار که این احساس بیارزش شود، ای گل که بدون خاری هستی.
به چه امّید قرار دل مهجور دهم
خصمی بخت چنان، دوستی یار چنین
هوش مصنوعی: به چه امیدی میتوانم دل دلتنگ و پر از ناراحتیام را به دشمنی تقدیم کنم که بخت من اینگونه است و دوستی من با محبوب چنین است؟
نگهی سر زده از چشم توکآشوب دل است
هیچ مستی نرود از در خمّار چنین
هوش مصنوعی: نگاهی که از چشمان تو سرک کشیده، دل را به هم ریخته و هیچ مستی از چنین شرابی نمیتواند بگذرد.
گر وزدباد به زلف تو، دلم می لرزد
هیچ کافر نکشد غیرت زنّار چنین
هوش مصنوعی: اگر بادی به موهای تو بوزد، دل من به لرزه درمیآید. هیچ کافری نمیتواند غیرت یک زن را اینگونه برانگیزد.
دود آهم به سرکوی تو منزل دارد
ابر گستاخ نبوده ست به گلزار چنین
هوش مصنوعی: دود آه من در آن کوچهای که تو هستی خانه دارد؛ ابر بیپروا هرگز در باغ چنین نمیبارد.
طرفه فیضی ست خط طرف بناگوش تو را
یاسمین جلوه ندارد به سمن زار چنین
هوش مصنوعی: ای زیبایی که در خط نازک کنار گوش تو نهفته است، هیچ یاسمنی نمیتواند به زیبایی این باغ عطرآگین مشابهت داشته باشد.
این غزل ریخت حزین ، از مژهٔ خامه و گفت
قطره با ابر زند، کلک گهربار چنین
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حالتی غمانگیز است که از چشمان شاعر به روی کاغذ میریزد. شاعر میگوید که همچون قطرهای که از ابر میچکد، احساساتش آزادانه جاری میشود و اثر هنریای با ارزش و گرانبها خلق میکند.