برگردان به زبان ساده
دل به آب خضر و عمر جاودان نسپرده ایم
جز به خاک آستانت نقد جان نسپرده ایم
هوش مصنوعی: ما دلباختهی عمر جاودان و آب خضر نیستیم، تنها جانمان را به خاک آستانت دادهایم.
حاش لله گل کند بوی شکایت از لبم
ما وفاداری به آن نامهربان نسپرده ایم
هوش مصنوعی: هرگز از لبم بوی نارضایتی به مشام کسی نمیرسد. ما وفاداریامان را به آن بیمهری که در حقمان روا داشته، کم نمودهایم.
در حریم آشنایی جان و دل بیگانه اند
راز پنهان را به این نامحرمان نسپرده ایم
هوش مصنوعی: در محیطی که ما با هم آشنا هستیم، جان و دل ما از یکدیگر جدا هستند و رازهای درونیمان را به این افراد ناآشنا نخواهیم گفت.
می خلد از نیشتر افزون رگ غفلت به دل
نبض آگاهی به این خواب گران نسپرده ایم
هوش مصنوعی: دل را از پیامد غفلت و بیخبری نجات دادهایم، و در این خواب سنگین، آگاهیامان را از دست ندادهایم.
آرزوی جنت از کوی تو ما را ره نزد
درکف اندیشهٔ باطل، عنان، نسپرده ایم
هوش مصنوعی: آرزوی بهشت از سوی تو ما را به راهی نمیبرد و در سکوت افکار بیهودهمان، اختیار خود را رها کردهایم.
دوری از حد رفت، رحمی بر دل زار حزین
اینقدرها، ما به خود تاب و توان نسپرده ایم
هوش مصنوعی: دوری از بعضی مرزها گذشته است، دل زار و غمگین ما به اندازه کافی به حال خود رها نشده است.