برگردان به زبان ساده
ز خوی سرکش او هر قدم پامال میگردم
غزالی را که من چون سایه در دنبال میگردم
هوش مصنوعی: از طبع سرکش او، هر قدمی که برمیدارم، مثل اینکه زیر پا میروم. من غزالی را دنبال میکنم که همچون سایه همیشه پشت سرش هستم.
چو طفل بیجگر کو میرمد شبها ز تاربکی
هراسان از سواد نامهی اعمال میگردم
هوش مصنوعی: مثل کودکی که بیدل و جگر است و در شبها از تاریکی میترسد، من نیز از دیدن پروندهٔ اعمالم میگردم.
تو بیپروا و من شوریده احوالم، چه میپرسی؟
سخنها گرد دل میگردد اما لال میگردم
هوش مصنوعی: تو بدون هیچ نگرانی هستی و من در وضعیت به هم ریختهای قرار دارم، چه نیازی به پرسش است؟ حرفها در دل من میچرخند ولی من زبانم بند آمده است.
چنین بر شیشهی صبرم زنی گر سنگ بیتابی
به اندک فرصتی بازیچهٔ اطفال میگردم
هوش مصنوعی: اگر بر شیشهٔ صبرم سنگی بیندازی، بهراحتی و در یک لحظه، به چیزی بیاهمیت و بازیچهای برای بچهها تبدیل میشوم.
دل آزرده دارد یک بیابان خار، هر لختش
تو پنداری که درگلزار، فارغبال میگردم؟
هوش مصنوعی: دل بیتاب و ناراحت من مانند بیابانی پر از خار و درد است، به طوری که هر لحظهاش را انگار در باغی پر از گل و زیبایی سپری میکنم و بیخبر از غم و اندوه به دور خود میچرخم.
طمع از چشمتنگان؟ دانهام آب حیا دارد
من لب تشنه، گرد چشمهی غربال میگردم
هوش مصنوعی: کسانی که تنوع طلبی و دنیاطلبی دارند، نمیتوانند ارزشهای معنوی را درک کنند. من به دلیل حیا و وقار خود، نمیتوانم به راحتی به خواستههای دنیوی دست یابم. در عوض، با وجود این تشنگی، به دنبال حقیقت و زیبایی در جاهایی میگردم که شاید دیگران آن را نادیده بگیرند.
حزین اکنون به حاجی باد طوف کعبه ارزانی
که من بر گرد این دیوانِ فرخفال میگردم
هوش مصنوعی: حزین، اکنون که به حاجی، باد حاکم بر کعبه اهدا شده است، من در حال گشت و گذار به دور این دیوان با خوشبختی هستم.