برگردان به زبان ساده
اشک کبابم، از دل سوزان فروچکم
خون دلم، ز دیدهٔ گریان فروچکم
هوش مصنوعی: دل من مانند کبابی سوخته، به خاطر درد و سوزش درونم اشک میریزد و از چشمانم خون دل میچکم.
تا گوهرم طراز کلاه و کمر شود
از ابر تیغ بر سر میدان فروچکم
هوش مصنوعی: تا زمانی که نگین من زینتبخش کلاه و کمربند شود، از ابر تیغ (خطر) بر سر میدان به پایین میآیم.
آن اشک حسرتم که ز صبرم گذشته کار
از دل برآیم و به گریبان فروچکم
هوش مصنوعی: اشکهایم که نشان از حسرت و دلتنگیام دارند، از حد صبرم فراتر رفته و از دل به سوی گریبانم سرازیر خواهند شد.
سیر نزولیم، به هوس می زند صلا
از ابر دل به دامن مژگان فروچکم
هوش مصنوعی: ما در حال سقوط و نزول هستیم و اشتیاقی در دل ما به وجود آمده که از ابر احساساتمان، قطرهای اشک به دامن مژگانم بریزد.
نتوان گذاشت تشنه لبان را در انتظار
از بحر خیزم و به بیابان فروچکم
هوش مصنوعی: نمیتوانم افرادی را که تشنه و منتظر هستند، در هنگامی که از دریا بیرون میآیم، رها کنم و به دشت بروم.
رنگین کرشمه ام ز نگاه ستمگران
مرهم بهای زخم شهیدان فروچکم
هوش مصنوعی: نگاه فریبنده و دلفریب من نتیجهی ظلم و ستمی است که بر دیگران میرود و این زیبایی من زخمی عمیق بر دل شهیدان خواهد گذاشت.
تا آبیاری گل و ریحان کنم حزین
چون نغمهٔ تر، از لب مرغان فروچکم
هوش مصنوعی: من در پی آن هستم که گل و گیاهان را آبیاری کنم و مانند نغمهای تازه از لب پرندگان، سرودی شاداب و دلنشین بنوازم.