برگردان به زبان ساده
جزای دوستی از شعله رخساران غمی دارم
به رنگ لاله بر دل، داغ دشمن مرهمی دارم
هوش مصنوعی: من به خاطر دوستی، غمی را با رنگ لاله بر دل دارم که مانند داغی است. اما در عوض، برای تسکین این درد، مرهمی از دشمنی دارم.
عجب نبود اگر باشد ز جا جنبیدنم مشکل
که من بر دوش خود چون خاک، بار عالمی دارم
هوش مصنوعی: خالی از شگفتی نیست اگر حرکت کردن برایم دشوار باشد، زیرا من بر دوش خود وزنهای سنگین همچون خاک، که نماد بار سنگین جهان است، حمل میکنم.
نگاه از بس شهید تیغ هجران است در چشمم
ز هر مژگان خون آغشته، نخل ماتمی دارم
هوش مصنوعی: نگاه من از شدت غم و جدایی به حالت عذاب و اندوهی تأثیرگذار است و در چشمانم به جای اشک، خون جاری است. این حالت به من حسی مثل عزاداری و ماتم داده است.
نپرسید آن تغافل پیشه، احوال مرا گاهی
به خاطر حسرت بسیاری و صبر کمی دارم
هوش مصنوعی: از آن فردی که همواره بیتوجهی میکند، احوال مرا نپرس؛ چون گاهی به خاطر دردهای زیاد و صبر اندکم، در وضعیتی ناسازگار هستم.
به عاشق می شود از عشق، راز عالمی روشن
نهان در آستین از داغ او جام جمی دارم
هوش مصنوعی: عاشق از عشق خود به یک راز نهفته و عمیق پی میبرد که در دل خود دارد. من نیز از عواطف و احساسات او، شگفتی و زیباییهایی را در زندگیام تجربه کردهام.
تراوش می کند از خاک من کیفیت عشقی
سفال کهنه ام، از بادهٔ دیرین نمی دارم
هوش مصنوعی: عرق عشق قدیمی من، مانند سفال کهنهای از دل خاک سر میزند و من دیگر از شراب کهنه نمینوشم.
حزین از مردم عالم، نمی بینم وفاداری
به عالم مردمی چشم از غبار مقدمی دارم
هوش مصنوعی: من از میان مردم دنیا وفاداری را نمیبینم و تنها چشمم به غبار قدم کسی است که از او قدردانی میکنم.