برگردان به زبان ساده
به یاد جلوهٔ شوخی، سبک ز جا رفتم
چو بوی گل همه جا همره صبا رفتم
هوش مصنوعی: به خاطر یادآوری زیبایی و شوخی کسی، بسیار سبکبال و شاداب شدم و مانند بوی گل که در همه جا میپیچد، به همراه نسیم زندگی به این سو و آن سو رفتم.
میانهٔ من و آن تیر غمزه عهدی بود
به این نشانه که از خاطر وفا رفتم
هوش مصنوعی: میان من و آن زیبایی که با چشمانش مرا هدف قرار داده، قرار دادی بود که به این معناست که به خاطر وفایم از یاد بردم.
گدا سرشت وصالم، گرسنه چشم نگاه
ز کوی او همه جا، روی در قفا رفتم
هوش مصنوعی: من از فقر و بینوایی به عشق معشوقم دچارم، هر جا که میروم، فقط به دنبال یک نگاه از او هستم و به خاطر این عشق، به دور خودم میچرخم.
ز محفل سر زلفش خبر نبود مرا
به رهنمونی دلهای مبتلا رفتم
هوش مصنوعی: از جمع دوستان و عاشقان خبری از او نداشتم، بنابراین به دنبال راهنمایی برای دلهای گرفتار به سوی او رفتم.
روا مدار که بیگانگی به پیش آید
که من ز ره به نگه های آشنا رفتم
هوش مصنوعی: اجازه نده که بیگانگی و دوری به وجود بیاید، زیرا من با نگاههای آشنا و دلنشین خودم به راه آمدهام.
سر ارادت همّت به پای تسلیم است
ز دیر و صومعه بی عرض مدّعا رفتم
هوش مصنوعی: عشق و ارادت من باعث شده که خودم را تسلیم کنم. از مکانهای قدیمی و عبادتگاهها، به جستجوی حقیقتی رفتهام که برایم فاقد ارزش و فایده است.
ز دیر چشم دلم فیض کعبه یافت حزین
که آمدم هوس آلود و پارسا رفتم
هوش مصنوعی: از دیرکده دل، بهرهای از کعبه نصیبم شد. حزین، وقتی به آنجا رفتم، با حالتی پر از آرزو و در عین حال با صداقت و پاکی، خارج شدم.