برگردان به زبان ساده
ز هند تیره دل چون شمع روشنگر برون رفتم
به پای خود به این شهر آمدم با سر برون رفتم
هوش مصنوعی: از سرزمینی با دل تاریک، مانند شمعی که روشنایی میبخشد، خارج شدم و با پای خود به این شهر آمدم، در حالی که سرم را هم بالا گرفته بودم.
چو آن شبنم که گیرد جذبهٔ خورشید دامانش
سبکروحانه بی امداد بال و پر برون رفتم
هوش مصنوعی: مانند شبنمی که تأثیر گرما و نور خورشید را بر تن خود احساس میکند، من نیز با حالتی سبک و بینیاز از کمک دیگران، بال و پر خود را باز کرده و از اینجا خارج شدم.
به من نگذاشت دوران سبک سر، قوّت پایی
چو موج از سینه، زین دریای بی لنگر برون رفتم
هوش مصنوعی: دوران بیرحم و ناپایدار اجازه نداد که من با قدرت و استحکام از این دریا بیلنگر بیرون بیایم، مانند موجی که از عمق سینه بر میخیزد.
نگشت آلودهٔ پستیِّ همّت دامن پاکم
ازین عالم چو خورشید بلند اختر برون رفتم
هوش مصنوعی: من از این دنیا با همتی والا خارج شدم و دامن پاکم آلوده به ناپاکیهای آن نشد، مانند خورشید که به بالاترین نقطه آسمان میتابد.
چو شمع بزم کوران تا به کی بیهوده بگدازم؟
حزین ، از کشور گردون دون پرور برون رفتم
هوش مصنوعی: من همچون شمعی در محفل تاریکان، تا چه زمانی بیهدف و بیهوده میسوزم؟ ای حزین، من از سرزمین بیارزش آسمان دور شدم.