برگردان به زبان ساده
دو جهان است درکنار خودم
خود خزان خود و بهار خودم
هوش مصنوعی: در کنار خودم، دو نوع احساس دارم: یکی دلتنگی و tristeza که به مانند پاییز است و دیگری شادی و سرزندگی که مانند بهار میباشد.
مایه ور تر، کنارم از دریاست
خجل از چشم اشکبار خودم
هوش مصنوعی: در کنار من، موجودی بزرگ و توانمند است که به خاطر اشکهای خودم از او شرمندهام.
گاهگاهی دلم به خود سوزد
شمع آدینهٔ مزار خودم
هوش مصنوعی: گاهی وقتها دلم برای خودم میسوزد همچنان که شمع آدینه در کنار قبر خودم میدرخشد.
بسمل افتاده ام ولیکن نیست
خبر از نازنین سوار خودم
هوش مصنوعی: من به زمین افتادهام، اما هیچ خبری از معشوق زیبای خودم ندارم.
نشئهٔ عمر، یک صبوحی بود
روزگاریست در خمار خودم
هوش مصنوعی: زندگی من شبیه یک بادهنوشی خوش است که زمانی در حال سرخوشی و نشئگی بود، اما اکنون در حالت غم و خمار به سر میبرم.
در اسیریست سرفرازی من
سخت در قید اعتبار خودم
هوش مصنوعی: من در حالتی از اسیری قرار دارم که در عین حال، احساس سرفرازی و اندازهگیری اعتبار خودم را به شدت در نظر دارم.
صلح کل کرده ام به خلق جهان
مرد میدان کارزار خودم
هوش مصنوعی: من با تمام مردم جهان صلح و دوستی برقرار کردهام و در میدان مبارزه خودم، به قهرمان واقعی تبدیل شدهام.
نه به رندی خوشم نه با تقوا
همه درماندگی به کار خودم
هوش مصنوعی: من نه به شیوه فریبندگی علاقهمندم و نه به پرهیزگاری، بلکه تمام نابسامانیها به خاطر اعمال خودم است.
رفتم از خویش، آمدی چون تو
چشم در راه انتظار خودم
هوش مصنوعی: از خودم دور شدم و در انتظار تو نشستهام.
مهره دل در آتش است سپند
گرم جانبازی قمار خودم
هوش مصنوعی: دل من مانند مهرهای است که در آتش میسوزد و من با شجاعت در قمار زندگی خود بازی میکنم.
به ز صد نقش دلکش است حزین
رقم کلک مشکبار خودم
هوش مصنوعی: از هر صد نقش زیبایی که وجود دارد، نوشتهای که با مداد مشکیم به دست خودم کشیدهام، زیباتر است.