برگردان به زبان ساده
در هجر تو تا چند من زار بگریم
خونین جگر، از حسرت دیدار بگریم
هوش مصنوعی: به خاطر دوری تو، تا کی باید با دلتنگی و غم، اشک بریزم و دلی خونین داشته باشم؟ چقدر باید بابت نداشتن دیدارت دلم بسوزد و بگریم؟
چون شمع در آتش مژه ام خشک نگردد
فرض است که بر روز، شب تار بگریم
هوش مصنوعی: اگرچه مانند شمع در آتش میسوزم و چشمهایم خشک نمیشوند، اما به این فرض است که در روز روشن، به شب تار میگریم.
حکم غم عشق است که چون ابر بهاران
در آرزوی آن گل رخسار بگریم
هوش مصنوعی: قضا و قدر عشق باعث شده که مانند ابرهای بهاری، در انتظار رویداد خوشایندی، اشک بریزم.
تا چند پریشان به هوای سر زلفت
سودا زده، درکوچه و بازار بگریم؟
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که به خاطر خیال تو و در اندیشهی زیباییات در خیابانها و کوچهها به صورت آشفته و غمگین گریه میکنم.
با لعل شکرخند درآ، از در یاری
مگذار به کام دل اغیار بگریم
هوش مصنوعی: به درون بیایید و با لبخند شیرین و زیبایتان دل مرا شاد کنید، و نگذارید که دیگران به خواستههای خود برسند.
شرط است که گر دست دهد دامن وصلت
لب بندم و در پیش تو بسیار بگریم
هوش مصنوعی: اگر روزی فرصتی حاصل شود که به وصالت دست یابم، با چهرهای خندان خود را به تو خواهم رساند و در برابر تو، از شدت شوق و امید، بسیار گریه میکنم.
تیر از کمان به من اندازد
بگذارکه بر سبحه و زنار بگریم
هوش مصنوعی: اگر کسی با تیرش به من آسیب برساند، بگذارید که من به خاطر این درد و رنج، بر سجاده و دور کمرم گریان شوم.