برگردان به زبان ساده
نیم صورت پرست، اینجا تماشای دگر دارم
درین آیینه ها آیینه سیمای دگر دارم
هوش مصنوعی: نیمهای از چهرهات را میبینم، اما در اینجا از تماشای چهرهای دیگر لذت میبرم؛ در این آینهها تصویر دیگری از چهرهام دارم.
نمی گیردکمند الفتم وحشی غزالان را
که مجنونم ولی دامان صحرای دگر دارم
هوش مصنوعی: من به گیسوان وحشی غزالان نمیتوانم دست پیدا کنم، چون مجنون هستم، اما دشت و صحراهای دیگری برای جستجو دارم.
تو درآغوش سرو ای قمری کوته نظر بنشین
که طوق بندگی از سرو بالای دگر دارم
هوش مصنوعی: در آغوش درخت بلند بایست و از دید کوتاه خود دور شو، زیرا من زنجیر بندگی را از بالای درخت دیگری دارم.
نیم پروانه تا از شمع گردد دیدهام روشن
نهان در پردهٔ دل محفل آرای دگر دارم
هوش مصنوعی: نیمهای از پروانه را دیدهام که در کنار شمع روشن شده است. در دل خود، محفل و زیبایی دیگری را پنهان کردهام.
حرامم باد احرام ره فقر و فنا بستن
بجز ترک تمنا گر تمنای دگر دارم
هوش مصنوعی: من نمیخواهم در دام فقر و زوال بیفتم و فقط در صورتی که آرزویی نداشته باشم، به این حالت میروم. اگر آرزویی دیگر داشته باشم، همچنان از این وضعیت دوری میکنم.
نگیرد صورتی، احوالم از روی دل خوبان
من این حیرانی از آیینه سیمای دگر دارم
هوش مصنوعی: حالم به گونهای است که از چهرههای زیبای محبوبانم تأثیر میگیرد و این گیجی و سردرگمی که دارم ناشی از دیدن نمای دیگری است.
حزین چون موج از دستم عنان آستین رفته
که در هر دیده از خوناب، دپای دگر دارم
هوش مصنوعی: حزین مانند موجی از دستم رها شده و کنترلش را از دست دادهام. در هر چشمی که نگاه میکنم، از درد و غم، نشانهای دیگر دارم.