برگردان به زبان ساده
سر تا قدم از خون جگر، غیرت باغم
گلرنگ تر از لاله بود پنبهٔ داغم
هوش مصنوعی: تمام وجودم از خون دل سرشار است و غیرت من، مانند رنگ زیبای گل، از پنبه داغی که دلم را میسوزاند، رنگینتر است.
در میکدهٔ درد، چو من نیست حریفی
جوشد ز لب خویش چو تبخاله ایاغم
هوش مصنوعی: در دیوانهخانهی درد، مانند من هیچ رفیق و همنشینی نیست. از لبهای خود، مانند شراب، جوشش و دلتنگی به بیرون میریزم.
دارم دلی آزرده تر از خاطر مجنون
آشفته تر از طرهٔ لیلی ست دماغم
هوش مصنوعی: دل من به شدت غمگین و آزردهخاطر است و حالت و افکارم از مجنون و عشق او به لیلی هم آشفتهتر است.
تا شور جنون داشت دلم، درد یکی بود
از عشق، پرآشوبتر افتاد فراغم
هوش مصنوعی: تا زمانی که دلم پر از شور جنون بود، درد من تنها به خاطر عشق بود، اما اکنون که از عشق دور شدهام، حال و وضعی پرآشوبتر دارم.
سرگشتگیم برد ز ره راهنما را
صد خضر درین بادیه گم شد به سراغم
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که فردی که در مسیر زندگی سرگردان شده، راهنما و هدایت کنندهای را از دست داده است و به همین دلیل در این بیابان پر از مسیرهای پیچیده، از او خبری نیست و نمیتواند به مقصدی برسد.
منقار بریدند ز مرغان چمن سیر
خاطر چه گشاید ز نوا سنجی زاغم
هوش مصنوعی: پرندگان باغ را از لذت پرواز محروم کردند، اما دل من از نوای زاغ چه خوش میشود؟
افزود حزین آتشم افسانهٔ ناصح
چون لاله ازین باد برافروخت چراغم
هوش مصنوعی: حزین، شعلهٔ دلم را بیشتر کرده است و مانند افسانههای نصیحتکننده است. مانند لالهای که در اثر این باد روشن شده، نور وجودم را در این شرایط افزایش دادهام.