برگردان به زبان ساده
ای دوست به هر منزل، همخانه تو را یابم
در کشور جان و دل، جانانه تو را یابم
هوش مصنوعی: ای دوست، در هر جا و هر مکان، تو را همواره مییابم و در سرزمین عشق و دل، جانان و محبوب تو را حضور دارم.
در دیدهٔ بیداران، در جلوه تو را بینم
در حلقه هشیاران، مستانه تو را یابم
هوش مصنوعی: در نگاه بیداران، زیبایی تو را میبینم و در میان هشیاران، با حالت مستی تو آشنا میشوم.
خود باده و خود جامی، خود رند می آشامی
میخانه تو را دانم، پیمانه تو را یابم
هوش مصنوعی: این شعر به احساس و تجربهای عمیق از شوق و نوشیدن میپردازد. شاعر به نوعی میگوید که خود او همان می و همان جام است و در این حالت از لذت و سرخوشی بیپروایی میکند. او میداند که میخانه و فضای خوشگذرانیش را چگونه ببینید و پیمانهاش را پیدا کند، نشاندهنده ارتباط عمیق او با عالم شادمانی و آزادگی است.
چندان که زنم غوطه چون موج به هر دریا
در سینه هر قطره دردانه تو را یابم
هوش مصنوعی: هرچقدر که در دریاهای مختلف غوطهور شوم، در دل هر قطرهای از آب، گوهری از تو را پیدا میکنم.
در دیر و حرم جز تو دیّار نمی باشد
در کعبه تو را بینم، در خانه تو را یابم
هوش مصنوعی: در مکانهای مذهبی و مقدس، جز تو کسی را نمیبینم و در کعبه تنها تو را میشناسم و پیدا میکنم.
در چشم حزین دایم، بی پرده تو پیدایی
ای چشم و چراغ دل پروانه تو را یابم
هوش مصنوعی: در چشمان پر از غم من، همیشه تو را واضح میبینم. ای روشنی و روشنیبخش دل، امیدوارم تو را پیدا کنم.