برگردان به زبان ساده
از دیده ی دل پرده ی پندارگرفتیم
تا رخصت نظّارهٔ دیدار گرفتیم
هوش مصنوعی: ما از دل خود پردهای کشیدیم تا بتوانیم اجازهی تماشای دیدار را به دست آوریم.
بستیم چو از رد و قبول دگران چشم
تشریف قبول نظر یار گرفتیم
هوش مصنوعی: زمانی که از نظریات دیگران چشمپوشی کردیم، توجه و احترام خود را به نظر محبوبمان معطوف کردیم.
نشنیدکسی حرف زباد از دهن ما
گفتار به اندازهٔ کردار گرفتیم
هوش مصنوعی: هیچکس از ما سخن را از باد نشنید؛ ما گفتار را به اندازهٔ عمل خود سنجیدیم.
خون دل ما بی گنهان حوصله سوز است
از چشم سیه مست تو اقرار گرفتیم
هوش مصنوعی: دل ما بیدلیل و بیگناه به شدت در عذاب است و این درد و رنج را از نگاه سیاه و فریبندهات پذیرفتهایم.
اوّل قدم از آرزوی خویش گذشتیم
تا ساغر وصل از کف دلدار گرفتیم
هوش مصنوعی: ما نخستین گام را در مسیر آرزوهای خود برداشتیم و در نتیجه توانستیم جام وصل را از دست محبوب به دست آوریم.
سرتاسر آفاق چو خورشید دویدیم
تا جای در آن سایهٔ دیوار گرفتیم
هوش مصنوعی: ما در همه جا مانند خورشید درخشان حرکت کردیم تا اینکه جایی پیدا کردیم که سایه دیواری را در آن احساس کردیم.
شد شارع کثرت بلد عالم وحدت
ما گوشهٔ خلوت سر بازار گرفتیم
هوش مصنوعی: در میان شلوغی و هیاهوی زندگی، ما در گوشهای آرام و ساکت نشستهایم و به عمق مسائل هستی میپردازیم.
چون شبنم افتاده به خورشید رسیدیم
از همّت خود قافله سالار گرفتیم
هوش مصنوعی: وقتی که شبنم به زمین میافتد، به خورشید نزدیک میشود. ما هم با تلاش و همت خود، رهبری این قافله را به عهده گرفتیم.
از تلخی دشنام حزین ، ذائقه مست است
ما کام خود آخر ز لب یار گرفتیم
هوش مصنوعی: در احساس تلخ دشنام و ناامیدی، کام ما به طعم شیرین لب یار عادت کرده است و در نهایت از او دریغ نمیزنیم.