برگردان به زبان ساده
به سینه چون مژهٔ او سنان بجنباند
تپیدن دل من آسمان بجنباند
هوش مصنوعی: زمانی که او با مژگانش به سینهام نگاهی بیندازد، دل من به شدت میتپد و انگار آسمان نیز به جنب و جوش میآید.
بس است خامشیم وقت آن رسید که دل
کلید ناله به قفل دهان بجنباند
هوش مصنوعی: زمان سکوت به پایان رسیده و اکنون وقت آن است که دل ما به تنگ آمده و احساسات خود را بیان کند.
به گوش پنبه گذارد، درای آهن دل
هجوم ناله مرا آشیان بجنباند
هوش مصنوعی: گوشهایش را پر از پنبه کرده است تا صدای نالهام را نشنود، ولی دل آهنینش به خاطر درد من در حال تلاطم و حرکت است.
سماع زمزمه ی بیخودانه پای مرا
به هر زمین که بکوبد جهان بجنباند
هوش مصنوعی: وقتی که صدای شورانگیز و ناآگاهانه به گوشم میرسد، احساس میکنم که پاهایم به هر جایی که بزنند، جهان به حرکت درمیآید.
به تربتم گذرد با رقیب از آنکه مرا
ز رشک در دل خاک، استخوان بجنباند
هوش مصنوعی: در زیر خاک آرام میگیرم و از آنجا که رقیب دارم، به خاطر حسادت من، استخوانهای من نیز تکان میخورند.
گرفتم اینکه به پایان رسد ز شکوه فراق
چگونه غیرت عاشق زبان بجنباند؟
هوش مصنوعی: درک کردم که چگونه میتوان در پایان درد فراق، غیرت و احساس عشق را نادیده گرفت و زبان عاشق نتواند صحبت کند.
تپیدن دل من می کنی خروش حزین
به کوی او چو جرس پاسبان بجنباند
هوش مصنوعی: دل من به شدت میتپد و این احساس دردناک باعث میشود که در کوی محبوب مانند صدای جرس که نگهبان را به تحرک درمیآورد، سر و صدا کنم و نالهام را بلند کنم.