برگردان به زبان ساده
نشد شبی که می خونم از سبو نچکد
فشردهٔ جگر از چشم تر به رو نچکد
هوش مصنوعی: هر شب که من شراب مینوشم، اشکهای دل فشردهام از چشمانم به روی من نمیریزد.
که قطره ای به لبم می چکاند از یاری
اگر تراوش تبخاله در گلو نچکد؟
هوش مصنوعی: اگر دوست من یک قطره از عشق و محبتش به من بدهد، پس چرا باید تلخی و درد در گلویم را احساس کنم؟
ز باده ای که دماغ امید تر سازم
اگر به ساغر من خون آرزو نچکد؟
هوش مصنوعی: از نوشیدنیای که روح امید را در من زنده کند، اگر در فنجان من خون آرزو نچکد، چه فایدهای خواهد داشت؟
به خون خویش ز بس تشنه کرده عشق مرا
به تیغ اگر کشدم خون من فرو نچکد
هوش مصنوعی: عشق من به قدری سوزان و تشنه است که حتی اگر با شمشیر هم به جانم بیفتند و مرا بکشند، خون من نمیچکد.
نمی توان گلی از باغِ دهر چید حزین
که قطره قطره به صد خواری آبرو نچکد
هوش مصنوعی: انسان نمیتواند از زندگی، زیباییها و شادیها را برداشت کند، بدون اینکه با درد و رنج و از دست دادن آبرو مواجه شود. زندگی پر از سختیهاست و هر خوشی که به دست میآید، غالباً با غم و اندوه همراه است.