برگردان به زبان ساده
نه هرکه طبل و علم ساخت سروری داند
نه هر که تاخت به لشکر سکندری داند
هوش مصنوعی: هر کسی که طبل و پرچم برافراشت، نمیتواند بدان معنی باشد که فرمانروایی را میشناسد. همچنین، هر کس که در میدان جنگ شجاعانه میجنگد، به این معنی نیست که هنر حکمرانی را نیز میداند.
علوّ فطرت و طبع سخن خدا داد است
نه هرگیاه که روید صنوبری داند
هوش مصنوعی: عظمت و بالندگی ذات و سرشت انسان نتیجهی لطف و بخشش خداوند است، و هر چیزی که رشد میکند، نمیتواند مانند درخت سرو، با این ویژگیها و زیبایی بیافریند.
نه هرکه یک دو سه مصرع به یکدگر بندد
رموز معنی و درد سخنوری داند
هوش مصنوعی: هر کسی که چند بیت را به هم وصل کند، نمیتواند معنا و عواطف واقعی شعر را درک کند و هنر سخنوری را بداند.
ز هر دهان و لبی نکته دلنشین نشود
نه هر که خطبه بخواند پیمبری داند
هوش مصنوعی: از هر کسی نمیتوان انتظار داشت که سخن زیبا و دلنشینی بگوید، و هر کس که صحبت کند، لزوماً نمیتواند به مقام پیامبری دست یابد.
کمیت حوصله ام، فیض تنگ ظرفان را
نه هر چه قطرگی آموخت کوثری داند
هوش مصنوعی: حوصله و ظرفیت من محدود است و نمیتوانم مانند افرادی که توانایی بیشتری دارند، از همه چیز بهرهمند شوم. فقط کسی که درک عمیقی از موضوعات دارد، میتواند از نعمتهای الهی استفاده کند.
ز خود گذشته کند درک واردات سلوک
گدای میکدهٔ ما قلندری داند
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که کسی که در مسیر سلوک و عرفان قدم میگذارد، باید از خود و خودخواهیهایش عبور کند. چنین فردی میتواند به درک عمیقتری از زندگی و عشق دست یابد، مانند آن گدایی که در میخانه زندگی میکند و از حال و هوای قلندری و حال خوب برخوردار است.
عیار دولت ما شد ز عشق سکه به زر
شکسته رنگی ما کیمیاگری داند
هوش مصنوعی: محاسن و زیباییهای حکومت ما به خاطر عشق، مانند سکهای فلز شده، با رنگی متفاوت و خاص نمایان شده است. آیا کسی هنر کیمیاگری و تبدیل چیزهای عادی به چیزهای باارزش را میداند؟
خیال سایه نشینان سرو یار جداست
وگر نه هر شجری سایه گستری داند
هوش مصنوعی: تصور سایه افراد معشوق جدا و متفاوت است و اگر غیر از این باشد، هر درختی توانایی ایجاد سایهای دارد.
شکسته حالی دل ها ز دوست مخفی نیست
شه معامله رس، خوی لشکری داند
هوش مصنوعی: درد و غم دلها از محبوب پنهان نیست و شه (پادشاه) به خوبی میداند که در این معامله چه بر سر دلها میآید.
تمیز ظالم و مظلوم کار قاضی نیست
کسی که خستهٔ عشق است داوری داند
هوش مصنوعی: تشخیص حق و ناحق از عهدهی قاضی خارج است؛ زیرا تنها کسی که در عشق دچار خستگی شده میتواند درست قضاوت کند.
غبار لشکر غم صرفه ای نخواهد برد
که اشک سیل عنانم دلاوری داند
هوش مصنوعی: غبار و گرد و غبار ناشی از لشکر غم نمیتواند مانع من شود، چرا که اشکهای من مانند سیل، آزاد و بیپرده جاری میشوند و نشاندهندهٔ قدرت دلاوری من هستند.
ستاره سوختگان را ز شام تیره چه غم؟
که داغ عشق، فروزنده اختری داند
هوش مصنوعی: ستارههای سوخته که در شب تاریک هستند، چه نگرانیای دارند؟ زیرا عشق، مانند نوری درخشان، همیشه آنها را زنده نگه میدارد.
مرا به سبزهٔ خط نرسته پیوندیست
وگر نه هر سر موی تو دلبری داند
هوش مصنوعی: در زندگی من یک پیوندی وجود دارد که به عشق و محبت مرتبط است، و اگر این پیوند نبود، هر تار موی تو میتوانست جذابیت و دلبری خاصی داشته باشد.
به دیده ای که کشد عشق توتیای رضا
غبار حادثه را جلوهٔ پری داند
هوش مصنوعی: اگر نگاهی از عشق تو داشته باشی، میتواند غبار اتفاقات را به زیبایی یک پری تبدیل کند.
قبول خاص نگردد به حرف و صوت کسی
نه هرکه صحبت ما یافت بوذری داند
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که هر کسی نمیتواند به سادگی با صحبتهای ما و گفتگو با ما به مقام ویژهای دست یابد. برخی افراد، تنها از روی ظاهر و کلام نمیتوانند درک عمیقتری از مسائل پیدا کنند. تنها کسانی که به واقع درکی عمیق دارند، میتوانند به این شناخت و ارتباط خاص برسند.
توکار هستی خود را به داغ عشق گذار
که خور به از همه کس ذره پروری داند
هوش مصنوعی: کار و تلاش خود را با عشق و احساس عمیق آغاز کن، زیرا هیچ کس به اندازه خورشید نمیتواند محبت و عشق را به دیگران منتقل کند.
سپند انجمن عیش سوز و ساز خودم
دل من اخگری و سینه، مجمری داند
هوش مصنوعی: در دل من آتش شوری وجود دارد، در حالی که دیگران به جشن و سرور مشغولند و من در این جمع به خاطر دردهایم، حالتی شبیه به گنجینهای درون سینهام دارم.
حزین تویی که سیاووش جان گدازانی
نه هرکه رفت در آتش سمندری داند
هوش مصنوعی: تو کسی هستی که با جان سیاووش آشنا هستی و میدانی که تنها کسانی که در آتش میروند، به حقیقت درد و رنج را میشناسند.