برگردان به زبان ساده
آماده است تا مژهٔ ما به هم خورد
سیلی کزو خرابهٔ دنیا به هم خورد
هوش مصنوعی: به محض اینکه مژههایمان به هم برسد، طوفانی از تغییرات در این دنیا به وجود خواهد آمد.
از دل تلاطم و ز تو دامن فشاندنی
از یک نسیم لنگر دریا به هم خورد
هوش مصنوعی: از دل ناآرامیها و از سمت تو، دریا با یک نسیم لطیف به هم ریخت و به وجد آمد.
شد قیمتم شکسته ز انصاف طالبان
لب در همین دعاست که سودا به هم خورد
هوش مصنوعی: قیمت من از بیعدالتی به حدی پایین آمده که در همین دعا و آرزوست که معاملات و واگذاریها با هم به هم ریخته است.
پاشد چنین اگر فلک، احباب را ز هم
نَبوَد عجب که عقد ثریّا به هم خورد
هوش مصنوعی: اگر آسمان چنین برپا شود، شگفتی ندارد که دوستان از هم دور شوند و رابطهی ثریا نیز به هم بخورد.
ای دل به عهد سست حیات اعتماد نیست
امروز گیرد الفت و فردا به هم خورد
هوش مصنوعی: ای دل، به زندگی نا پایدار نباید اعتماد کرد؛ امروز ممکن است با کسی دوستی کنی و فردا همه چیز دگرگون شود.
از پهلوی سخن گسلد ربط همدمان
پیوسته الفتِ لبِ گویا به هم خورد
هوش مصنوعی: از کنار هم بودن دوستان، پیوند و ارتباطی قوی ایجاد میشود که مانند صحبتهای دلنشین و شیرین، به هم نزدیکترشان میکند.
یک دست شیشه داری و دستی دل حزین
ساقی چنان مکن که دو مینا به هم خورد
هوش مصنوعی: یک دستت پر از شیشه است و دلات غمگین است. ساقی، اینگونه رفتار نکن که دو جام شراب به هم بچکد.