برگردان به زبان ساده
شبی که سروِ تو شمع مزار من گردد
چو گردباد به گردت غبار من گردد
هوش مصنوعی: روزی که زیبایی تو مانند شمعی بر سر مزار من درخشش داشته باشد، شوری و هیاهویی به وجود خواهد آمد که اطراف تو را پر از غبار خاطرات من کند.
به رهگذار تو چندان رخ امید نهم
که وعده ات خجل از انتظار من گردد
هوش مصنوعی: من در راه تو به اندازهای امید و شوق نشان میدهم که وعدهات از انتظار من خجالت بکشد.
به جیب پیرهن از رشک، گل نیفشانی
اگر دلت خبر از خار خار من گردد
هوش مصنوعی: اگر از روی حسادت به جیب پیراهن من گل نگذاری، بگذار دلت از دردها و رنجهای من آگاه شود.
شکوه عشق نگر کز ره فتادگیم
اجل کناره کند گر دچار من گردد
هوش مصنوعی: عشق را ببین که چگونه ما را به ورطه خطر میاندازد و اگر مرگ بخواهد به سمت من بیاید، نجاتم بده.
خدا کند که از آن تیغ آبدار حزین
شکفته روییِ زخمِ بهارِ من گردد
هوش مصنوعی: امیدوارم که از آن تیغ تیز و برنده، روی گلهای بهاری از زخمهای من شکوفا شود.