برگردان به زبان ساده
مرا مجال سخن، بادهٔ زلال دهد
که شیشه ره به پریخانهٔ خیال دهد
هوش مصنوعی: من را فرصتی برای صحبت کردن میدهد، که شراب خالص میتواند مرا به دنیای خیال و تخیل ببرد.
فسرده از سخن سرد خود ستایانم
سرود مطرب کج نغمه، گوشمال دهد
هوش مصنوعی: از کلام سرد و بیاحساسم خسته شدم، آوازهای خوش و زیبا میتوانند به خوبی احساسات من را تسکین دهند.
به غیر جذبهٔ خاطر که خضر این وادی ست
به بحر، قطرهٔ ما را که اتصال دهد؟
هوش مصنوعی: علاوه بر جذبهای که دل را به این مکان میکشد، چه چیزی میتواند پیوند دهندهٔ ما به دریا باشد؟
به حشر نامهٔ اعمال مجرمی ست سفید
که شستشو به عرقهای انفعال دهد
هوش مصنوعی: در قیامت، نامه اعمال یک گناهکار به رنگ سفید است که تحت تأثیر عرق و ندامت او شسته میشود.
صدف به ابر چرا تهمت سخا بندد؟
ز گوهری که به سعی کف سؤال دهد
هوش مصنوعی: چرا صدف به ابر نسبت به بخشندگی اتهام میزند؟ زیرا که او خود با تلاش و کوشش، گوهر را به دست میآورد.
شمیم عشق بود تا به حشر خاک مرا
که بوی باده دیرینه ی سفال دهد
هوش مصنوعی: عطر عشق مرا به روز قیامت خواهد برد، همانطور که بوی شراب قدیمی از سفالی کوچک به مشام میرسد.
حزین به دولت سودای خال و خط کسی ست
که عنبرین قلمت نافه ی غزال دهد
هوش مصنوعی: حزین به دنبال خوشبختی و موقعیتی است که میتواند با زیباییها و جذابیتها مرتبط باشد، مانند خط و خال که زیبایی خاصی به چهره میبخشند. این زیبایی و خوشی به اندازهای ارزشمند است که میتواند به او حس خوشایندی و آرامش بدهد، همانطور که عطر و خوشبویی در گلابی که از قلم زیبای دیگری به وجود آمده، وجود دارد.