برگردان به زبان ساده
کجا پاس حجاب از زاهد بیپیر میآید؟
که تا میخانه هم با خرقهٔ تزویر میآید
هوش مصنوعی: سوال این است که چگونه فردی که حتی از یک مرشد و راهنما بهرهمند نیست، میتواند از حجاب و پوشش خود محافظت کند؟ او حتی به میخانه نیز با ظاهری مذهبی و نفاقآمیز میرود.
مزن دم با من آتش نفس در شکرافشانی
تو را ای صبح خام، از کام بوی شیر میآید
هوش مصنوعی: با من صحبت نکن، زیرا آتش نفس من در حال شعلهور شدن است. صبح خاموش و بیروح، از دهان تو بوی شیر میآید.
دلا آسان نمیآید به کف سامان آزادی
اگر از عقل رستی، عشق دامنگیر میآید
هوش مصنوعی: ای دل، بهدست آوردن آزادی کار سادهای نیست. اگر از قید و بندهای عقل رها شوی، عشق به تو روی میآورد و تو را در بر میگیرد.
نظربازی مرا گرم است با خورشید رخساری
که آب از دیدنش در دیدهٔ تصویر میآید
هوش مصنوعی: من در دنیای عشق و زیبایی با چهرهای چون خورشید مشغولم که وقتی به او مینگرم، اشک شوق از چشمانم جاری میشود.
ندارم فرصت آن تا جواب نامه باز آید
رسد بر لب مرا جان زود و قاصد دیر میآید
هوش مصنوعی: من فرصتی ندارم تا به نامهام پاسخ دهم، زیرا جانم به تنگ آمده و قاصدی که جواب را بیاورد، دیرتر میرسد.
اجل کی میزند مهر خموشی بر لب مردان؟
مزار ما نیستان گشت و بانگ شیر میآید
هوش مصنوعی: مرگ چه زمانی بر لبهای مردان سکوت میگذارد؟ قبر ما به مانند نهر پرآب شده و صدای شیر به گوش میرسد.
حزین آوازهٔ مجنون فرو ننشست و ننشیند
که از شور بیابان نالهٔ زنجیر میآید
هوش مصنوعی: حسرت و غم ناشی از عاشقانههای مجنون هرگز آرام نمیگیرد، چرا که از دل افسردهی او صدای ناله و اندوهی از بیابان به گوش میرسد.