برگردان به زبان ساده
دهد ساقی اگر ساغر چنین، مخمور نگذارد
بود گر جلوهٔ مستانه این، مستور نگذارد
هوش مصنوعی: اگر ساقی چنین جامی به دست بدهد، حتی اگر جلوههای شگفتانگیز مستانه نیز پنهان باشد، هیچکس از مستی و حال خوش خود نمیتواند فرو بماند.
به افسونی طبیب عشق درمان کرد دردم را
محبّت را دم عیسی بود، رنجور نگذارد
هوش مصنوعی: به وسیلهٔ جادوی عشق، طبیب دردهایم را درمان کرد. محبت، همچون روح عیسی، من را آزار نداده و نجاتم داده است.
در آن بزمی که من پیمانهٔ توحید پیمایم
خمارم قطره ای در ساغر منصور نگذارد
هوش مصنوعی: در جمعی که من در حال نوشیدن شراب توحید هستم، حال و هوای مستی دارم، اما حتی یک قطره هم از جام منصور به من نمیرسد.
عمارت برنمی تابد کهن ویرانهٔ دنیا
چرا سازم؟ که سیلاب فنا معمور نگذارد
هوش مصنوعی: ساختن بنای جدید در دنیای قدیمی و ویران فایدهای ندارد، زیرا سیلاب نابودی اجازه نمیدهد که این بنا پایدار بماند.
اگر نگذارد از کف، کاسه کشکول قناعت را
گدا از ناز پا را بر سر فغفور نگذارد
هوش مصنوعی: اگر انسان بخواهد و تلاش کند، هرگز نمیگذارد که نیاز و قناعت او را از دست بدهد و نمیگذارد که به خاطر این مسائل، عزت و مقام خود را زیر پا بگذارد.
به صدق دل گر آید جانب میخانه، من ضامن
که ساقی عقدهای در خاطر انگور نگذارد
هوش مصنوعی: اگر با دل پاک و خالص به سمت میخانه بروی، من تضمین میکنم که ساقی هرگز یاد خاطرات شیرین انگور را از ذهنت نمیبرد.
حزین در عشق از کف لنگر تسلیم نگذاری
مجال دست و پا این قلزم پرشور نگذارد
هوش مصنوعی: در عشق، حزین اجازه نمیدهد که تسلیم شود و به راحتی از خود بیخیال گردد. این دریاچه پر از شور و هیجان به کسی فرصت نمیدهد که بیتحرک بماند.