برگردان به زبان ساده
به عهد بی وفایان، آشتی رنجیدنی دارد
ز بوی گل، دماغم فکر دامن چیدنی دارد
هوش مصنوعی: به خاطر وعدههای بیوفا، دلخوریهایی پیش میآید. از بوی گل که میشنوم، ذهنم به یاد جمع کردن گلها میافتد.
ز هم چون بگسلد شیرازهٔ دفتر ، بهاران را،
ورق گرداندن برگ خزان هم دیدنی دارد
هوش مصنوعی: وقتی که ارتباطات گسسته شود و نظم و ترتیب از بین برود، حتی تغییر فصلها و زیباییهای بهار هم با وجود ورق خوردن برگهای خزان، جلوهای دیگر را به نمایش میگذارد.
به کار هستی بی اعتبارش حیرتی دارم
که صبح باد پیما فرصت خندیدنی دارد
هوش مصنوعی: در مواجهه با بیاهمیتی وجود، حیرتزدهام که صبح، با وزش نسیم، فرصتی برای شادی و خنده دارد.
دل تفسیدهای دارم ز مخموری، بیا ساقی
به کشت تشنگان، ابر قدح باریدنی دارد
هوش مصنوعی: دل من پر از تفسیر و گفت و گوهای ناشی از سرمستی است. ای ساقی، بیا و به تشنگان بگو که در این کاسه پر از معانی، باران محبت و نوشیدنی جاری است.
هوا شبنم فشان شد از بهار و خاک تردامن
کنون در پیش پای توبه ها لغزیدنی دارد
هوش مصنوعی: هوا پر از شبنم شده و بهار فرا رسیده است، حالا زمین لطیف و نرم است و در برابر توبهها مثل اینکه در حال لغزیدن است و فرصتی برای بازگشت به سوی خوبیها فراهم شده.
کند قمری ز سرو و بلبل از گل قصه پردازی
دهان نغمه سنجان چمن بوسیدنی دارد
هوش مصنوعی: قمریها داستانی از درخت سرو و بلبلها از گل میگویند. آواز خوشی که در دهان سنجان (پرندهای خوشصدا) است، جذابیتی برای بوسیدن چمن دارد.
حزین افسانه کوته کن گران خوابان غفلت را
سخن چون پرده را نازک کند، سنجیدنی دارد
هوش مصنوعی: حزین، داستان را کوتاه کن؛ چون طولانیگویی برای خوابرفتگان غافل ملالآور است. سخن باید به گونهای بیان شود که مانند پردهای نازک، قابل سنجش و تفکر باشد.