برگردان به زبان ساده
دلم که شاهد امّید، در کنار ندید
جبین صبح شب تار انتظار ندید
هوش مصنوعی: دل من مشغول امید است، اما در کنار آن، صبح را نمیبینم و تنها در این شب تار انتظار باقی ماندهام.
در آفتاب قیامت به سر چگونه برد
کسی که سایهٔ آن سرو پایدار ندید؟
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است کسی در روز قیامت در آفتاب سوزان آنجا تاب بیاورد، در حالی که هیچگاه سایهی یک سرو همیشه سبز و پایدار را نچشیده است؟
دلم که بوی گلش بر دماغ بود گران
چه فتنه ها که در آن زلف تابدار ندید
هوش مصنوعی: دل من که بوی گلش را حس میکند، چقدر فتنه و بازیهای پنهانی در آن زلفهای پیچخوردهاش وجود دارد که من ندیدهام.
شمرده زد نفس خو هرکه در عالم
چو صبح، آینهٔ خاطرش غبار ندید
هوش مصنوعی: هر کسی که در این دنیا مانند صبح، آرام و با دقت نفس بکشد، هیچ نشانهای از غبار یا کدری در دل و خاطرش نخواهد دید.
حزین ، به بلبل آواره زآشیان رحم است
که در خزان ز چمن رفت و نوبهار ندید
هوش مصنوعی: حزین به بلبل بیخانمان مهربان است، زیرا او در فصل پاییز از باغ جدا شده و بهار را ندیده است.