برگردان به زبان ساده
خوشا شمعی که سر تا پا بسوزد
بسازد با خود و تنها بسوزد
هوش مصنوعی: خوشا به حال شمعی که تمام وجودش را فدای روشنی خود کند و با اینکه تنهاست، به سوختن ادامه دهد.
مرا پرورده عشق خانمان سوز
شرار من دل خارا بسوزد
هوش مصنوعی: عشق سوزانندهای که به خانهام آسیب میزند، مرا پرورش داده است و در دل من نیز آتش خواهد افروخت.
دم گرمی که من دارم عجب نیست
که در پیمانه ام، صهبا بسوزد
هوش مصنوعی: حالت شور و شوقی که من دارم طبیعی است که در بطن وجودم، شوری برپا شود.
منم موسی، دلم شمع تجلی
ز تاب سینه ام سینا بسوزد
هوش مصنوعی: من مانند موسی هستم، دل من همچون شمعی است که از روشنایی درون سینهام میسوزد و جلوهای از نور و روشنایی را به نمایش میگذارد.
دل گرمی نهان در سینه دارم
که گر آهی زنم دنیا بسوزد
هوش مصنوعی: در دل من یک گرمای پنهان وجود دارد، به طوری که اگر یک آه بکشیم، میتواند تمام دنیا را به آتش بکشد.
امید این بود کان مه عاشقان را
زگرمیهای مهرافزا بسوزد
هوش مصنوعی: امید این بود که آن ماه زیبا با نور عشقش دل عاشقان را بسوزاند و گرم کند.
ندانستم که آتش پارهٔ من
سپندم را ز استغنا بسوزد
هوش مصنوعی: من نمیدانستم که آتش محبت و اشتیاق من، بر اثر غنای آن، میتواند مرا بسوزاند.
جنون بر آتشم زد طرف دامان
ز داغ لاله ام صحرا بسوزد
هوش مصنوعی: جنون بر من چیره شده و به خاطر داغ لالهای که بر دلم نشسته، دل را به آتش کشیدهام و حالا این آتش، همهی صحرا را میسوزاند.
حزین آبی حریف آتشم نیست
در آغوش دلم دریا بسوزد
هوش مصنوعی: در برابر آتش درونم، آب نمیتواند با من مقابله کند؛ در دل من، دریا نیز قادر به خاموش کردن این آتش نیست.