برگردان به زبان ساده
زاهد از ساغر شراب گریخت
شب پر، از نور آفتاب گریخت
هوش مصنوعی: زاهد در دل شب از شراب دوری جسته، همچنان که از نور خورشید میگریزد.
مرد میدان عشق، عقل نشد
صعوه از صولت عقاب گریخت
هوش مصنوعی: افراد شجاع و دلیر در عرصه عشق، به دلیل هیبت و قدرت احساسات خود، دیگر به عقل و خرد تکیه نمیکنند و از ترس ماجراجویی و چالشها فرار میکنند.
تاب قید جنون نداشت، خرد
نامقیّد ز احتساب گریخت
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره میشود که دیوانگی و جنون نمیتوانند محدود و تحت کنترل باشند، و عقل نیز نمیتواند به حساب و کتاب بیافتد و از آن فرار میکند. به نوعی، آزادگی و بیقیدی در برابر محاسبات و محدودیتها قرار دارد.
وحشت آرد سرای ویرانه
دلم از سینهٔ خراب گریخت
هوش مصنوعی: وحشت باعث شد که دل من از خانهٔ خراب و ویرانم فرار کند.
شمع نبود حریف خلوت ما
زین شب تیره ماهتاب گریخت
هوش مصنوعی: در این شب تاریک، شمعی نبود که همراه ما باشد و در نتیجه، مهتاب از این مکان دور شد.
از دل و دیدهٔ خراب مپرس
بی تو آرام رفت و خواب گریخت
هوش مصنوعی: از دل و چشمان پریشانم نپرس، زیرا بی تو آرامش از من رفته و خواب از چشمانم فراری شده است.
شب هجران رسید چون به سرم
به شتاب از سرم، شباب گریخت
هوش مصنوعی: در شب جدایی، زمانی که به سرعت به سرم آمد، جوانی از من فرار کرد.
صبر تاب نگاه تلخ نداشت
ناجوانمرد، از عتاب گریخت
هوش مصنوعی: ناجوانمرد نتوانست صبر کند و با دیدن نگاه تلخش، از سرزنش فرار کرد.
آتشین روی من نقاب گشود
صدف دیده ام در آب گریخت
هوش مصنوعی: چهره آتشین من پرده را کنار زد و مانند صدفی که در آب فرار میکند، چشمانم از دیدگان دیگر پنهان شدند.
بوالهوس دور خط کرانه گرفت
عامل دزد از حساب گریخت
هوش مصنوعی: کسی که به دنبال لذتجویی و خوشیهای زودگذر است، از خط وخال زندگی خود دور شده و در نتیجه دزد به حساب وی نفوذ کرده و او را به دردسر انداخته است.
خامه دمساز ساز عشق نشد
زخمه از تار این رباب گریخت
هوش مصنوعی: قلمی که میتواند عشق را به تصویر بکشد، نتوانست به خوبی از تارهای این رباب نوا بزند و از آن دور شد.
دود آهم علم حزین افراشت
آفتاب سبک رکاب گریخت
هوش مصنوعی: دود آهام را به صورت پرچم اندوهی بلند کردم و آفتاب که سبکی خود را به باد داده بود، فرار کرد.