برگردان به زبان ساده
مکن دشوار از تن پروری آزادی جان را
چه محکم می کنی چون ابلهان دیوار زندان را؟
هوش مصنوعی: به خودت زحمت نده و از زندگی لذت ببر. چرا اینجا مثل احمقها دیوارهای زندانی بسازی که تو را از آزادی و خوشحالی دور کند؟
دیار عشق را نازم که طفلان هوسناکش
چو پستان می مکند از ذوق، خون آلوده پیکان را
هوش مصنوعی: به دیاری که عشق در آن جریان دارد، افتخار میکنم؛ چرا که کودکانی با نابالغی و سرخوشی خود، از لذت و شوق، مانند نوزادانی که از شیر مینوشند، به شوق و عطش خود به معشوق میپردازند، حتی اگر این عشق با درد و رنج همراه باشد.
گریبانی چو صبحم نیست تا از شرم رسوایی
ز بی دردان بپوشد سینه ام، زخم نمایان را
هوش مصنوعی: من مانند صبح، دامنداری ندارم که بتوانم از شرم و رسواییام در برابر نااهلان بپوشانم، بنابراین زخمهای نمایان بر سینهام همیشه پیداست.
ز دل بیش است با معشوق ربط دیده عاشق
که چشم آگاه کرد از بوی یوسف، پیر کنعان را
هوش مصنوعی: عاشق از دل خود به معشوق ارتباطی نزدیکتر دارد و این ارتباط چنان قوی است که حتی با دیدن معشوق، عاشق از بوی معطر او میتواند متوجه حال و روز خود و دیگران شود، مانند حال پیر کنعانی که از بوی یوسف آگاه شد.
پی جولانگه خورشید، پهنای فلک باید
نسازد عشق مسکن، سینه های تنگ میدان را
هوش مصنوعی: برای اینکه نور خورشید تابیده شود و در آسمان گسترش یابد، عشق باید در دلهای پر از بار فشردگی و تنگ جا بگیرد.
تو در بتخانه اندیشه دینی، نمی دانی
که عارف کعبه می داند، دل گبر و مسلمان را
هوش مصنوعی: در مکانهای مذهبی، تو در حال تفکر درباره دین هستی و نمیدانی که عارف، معانی عمیقی از باورها و احساسات مردمی از جمله آنهایی که مسلمان و آنهایی که غیر مسلمان هستند، را درک میکند.
حزین ، از جویبار تیغ او تا حشر ممنونم
به خون آلوده چون گل، دامن پاک شهیدان را
هوش مصنوعی: من از چشمهی شمشیر او تا روز قیامت سپاسگزارم، زیرا خون آلودهام مانند گلی است که دامن پاک شهیدان را آراسته است.