برگردان به زبان ساده
شوری به سر افتاده، رسوای محبت را
ساکن نتوان کردن، غوغای محبت را
هوش مصنوعی: عشقی در دل به وجود آمده که نمیتوان آن را پنهان کرد و نمیتوان از سر و صدای این عشق کاست.
هنگامهٔ محشر را، برهم زند از مستی
آن دم که به حشر آرند، شیدای محبّت را
هوش مصنوعی: در روز قیامت، وقتی که اوج شور و شیدایی عاشقان به اوج خود میرسد، هر چیز را به هم خواهد ریخت.
درد دل عاشق را عیسی نکند چاره
درمان ندهد سودی، سودای محبت را
هوش مصنوعی: عاشق با دل خود درد و رنجی دارد که حتی عیسی هم نمیتواند آن را درمان کند. محبت و احساس عشق به قدری عمیق است که هیچ درمانی برایش وجود ندارد و راهی برای رهایی از آن نیست.
گردی ز نمکدان لعل لب او باشد
شوری که به جوش آرد، دریای محبّت را
هوش مصنوعی: شوری که از نمکدان لب معشوق برمیخیزد، به قدری قوی است که میتواند عشق و محبت را به جوش و خروش درآورد.
از نام چه اندیشد، از ننگ چه پرهیزد
پروای جهان نبود، رسوای محبت را
هوش مصنوعی: هر کس به نام و نشان چه فکر کند، و از ننگ و عیب چه بپرهیزد، برای او اهمیتی ندارد که در این دنیا چگونه شناخته شود، زیرا کسی که در عشق دچار مشکلات و رسوایی شده، به این مسائل توجهی ندارد.
از همّت سرمستان، بردار حزین خضری
تنها نتوان رفتن، صحرای محبت را
هوش مصنوعی: از تلاش و انگیزهی پرشور دلباختگان، حزین به تنهایی نمیتواند به دشت عشق قدم بگذارد.