برگردان به زبان ساده
جانا تو به دیگران چه مانی
کاسایش جان یک جهانی
هوش مصنوعی: عزیزم، تو برای دیگران چه اهمیتی داری وقتی که جان یک جهان در دستان توست.
چون یوسف توتیای چشمی
چون عیسی کیمیای جانی
هوش مصنوعی: چشمهایت به زیبایی یوسف است و روحافزایی تو مانند کیمیا و مسیح.
تا چند بود چو گل دو روئی
چون سوسن چیست ده زبانی
هوش مصنوعی: تا کی باید مثل گل دو رو باشی؟ مانند سوسن که ده زبان دارد، چه فایدهای دارد؟
در حسن چنان که آن توان گفت
شکر ایزد را که آن چنانی
هوش مصنوعی: در زیبایی، آنقدر دلربا و جذاب هستی که شکر خداوند را باید به خاطر وجود تو به جا آورد.
خاکی شده ام چو سایه تو
در پرده نور خود نهانی
هوش مصنوعی: من مانند یک سایه، در زیر نور وجود تو سر به زیر و پنهان شدهام.
خود را همه در میان نهادم
زیرا که تو یار بی میانی
هوش مصنوعی: من خود را در وسط قرار دادم، چون تو همواره در کنار منی و هیچ فاصلهای بین ما وجود ندارد.
جان تو که جان من نبیند
بی روی تو روی زندگانی
هوش مصنوعی: وجود تو برای من اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بدون دیدن تو، زندگی برایم بیمعناست.
اکنون که همه به یاد دادم
در عشق تو آتش جوانی
هوش مصنوعی: اکنون که همه چیز را در عشق تو فراموش کردهام، جوانیام را به آتش کشیدم.
اندیشه چه سود گر تو آنرا
بو می نهاد این زمانی؟
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که تو در این زمان به فکر و اندیشهها دست بزنی یا آنها را زیر سوال ببری؟
چون غرقه شدم ز آب دیده
هر دم چه بر آتشم نشانی
هوش مصنوعی: وقتی که از شدت گریه به شدت غرق میشوم، هر لحظه نشانهای از سوختگی بر آتش وجودم دیده نمیشود.
آواره مکن ز خان و مانم
گر هیچ مرید خاندانی
هوش مصنوعی: مرا از خانه و کاشانهام دور نکن، حتی اگر هیچ پیرو و دوستدار خانوادگی نداشته باشم.
هر شب گویم به عشوه دل را
رنجی مکش ای دل ارتوانی
هوش مصنوعی: هر شب به دل میگویم که ای دل، به خاطر زیباییها و جاذبهها، خودت را اذیت نکن و خود را زیر بار رنج نبر.
یکبارگی از وصال آن بت
نومید مشو به بدگمانی
هوش مصنوعی: ناامید نشو از رسیدن به معشوق، حتی اگر به نظر میرسد که کارها به خوبی پیش نمیروند.
جهدی میکن چنانکه آید
باشد که نکو شود چه دانی
هوش مصنوعی: تلاش کن به گونهای که ممکن است و فکر کن که نتیجهاش خوب خواهد شد؛ چه میدانی که چه اتفاقاتی ممکن است بیفتد.