برگردان به زبان ساده
ای همچو ماه پیشرو لشکر آمده
وی از تو آفتاب امیدم بر آمده
هوش مصنوعی: ای جانم، تو همچون ماهی که در پیشروی لشکر است به سمت ما آمدهای و از وجود تو، نور امیدم روشن شده است.
گریان و مستمند و پریشان برون شده
خندان و شادمانه به آیین در آمده
هوش مصنوعی: در حالی که قبلاً غمگین و مضطرب بود، اکنون با شادی و خنده به جمع آمده و در مراسمی شرکت کرده است.
خورشید بر تو ز اول بسیار سرزده
وانگه ز شرم چهره تو برسر آمده
هوش مصنوعی: خورشید از ابتدا بر تو بسیار تابیده و در ادامه، از زیبایی و درخشش چهرهات به خجالت آمده است.
رفته ز بحر پاکی چون آب پاره ای
واکنون بسی عزیزتر از گوهر آمده
هوش مصنوعی: از دریای پاکی مانند تکهای آب جدا شده و اکنون بسیار ارزشمندتر از الماس شده است.
از خشکی غم دو گلت علت تری
چشم مرا چو چشمه نیلوفر آمده
هوش مصنوعی: از دلنوشتههای غمانگیز و ناراحتیهای خود، زیبایی و لطافت چشمانم مانند چشمهای از گل نیلوفر شکوفا میشود.
بر عزم گریه سوی دو فواره سرشک
آتش ز چشمه جگرم هم بر آمده
هوش مصنوعی: در تصمیم به گریه، اشکهایم مانند دو فواره که از آتش جگرم برمیخیزند، به سمت خارج سرازیر میشوند.