برگردان به زبان ساده
برآنم که امروز چون داد خواهی
نهم قصه ای در چنین بارگاهی
هوش مصنوعی: امروز تصمیم دارم مانند یک دادخواه، داستانی را در این مکان بزرگ و مهم مطرح کنم.
ببارم ز پالونه دیده آبی
برآرم ز آیینه سینه آهی
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر از دلشوره و غم خود سخن میگوید. او میگوید که از چشمانش اشک میریزد و نفسش پر از آه و اندوه است. به عبارت دیگر، او در حسرت و غم خود غرق شده و این احساسات را به تصویر میکشد.
کس این قصه ننهد ولیکن توان خورد
چنین توشه برسر شاه راهی
هوش مصنوعی: هیچکس این داستان را نمینویسد، اما میتوان به راحتی چنان باری را بر دوش برداشت که در مسیر اصلی زندگی قرار دارد.
جهاندار شاها چو رای بلندت
بیفزود من بنده را پایگاهی
هوش مصنوعی: وقتی که پادشاه، نظر و تدبیر برجستهای داشته باشد، من به عنوان خدمتگزار او، جایگاه و موقعیت بیشتری پیدا میکنم.
چو عیسی به کیوان پریدم ز خاکی
چو یوسف به ایوان رسیدم ز چاهی
هوش مصنوعی: مثل عیسی که از خاک به آسمان پرواز کرد و مانند یوسف که از چاهی به کاخ و مقام رسید، من نیز به اوج و بالا دستی دست یافتم.
بر آن داشت او یار بی مایه را
که جوید ز خصمیش آبی و جاهی
هوش مصنوعی: دوست بیپول و بیمنزل را وادار کرد تا از دشمنش آب و مکانی برای زندگی به دست آورد.
فرو جمله گردد ز اشعار بنده
سه قطعه ز مدح تو چون پادشاهی
هوش مصنوعی: در تمام اشعار من، سه بخش از ستایش تو به اندازه یک پادشاه برجسته است.
برون برد در هر سه نام دگر کس
درآورد و در نشر این بود ماهی
هوش مصنوعی: هر سه نام را به بیرون برد و کسی دیگر در این کار وارد شد و این نکته به این دلیل بود که مانند ماهی، در ازای کارهای او، نامی منتشر شد.
زده بیت یا صد مرا خود چه نقصان
ز کهدان جمشید کم گیر گاهی
هوش مصنوعی: به من بگو که آیا به خاطر وجود عیبی در خودم، مهر و محبت را از من دریغ میکنی؟ خود را با داستانهای بزرگانی چون جمشید مقایسه نکن و گاهی آرزوهای خود را به سادگی بپذیر.
ولیکن به حق خدائی که بر حق
بپرورد شاهی چو بهرام شاهی
هوش مصنوعی: اما به حق پروردگار، که بر حق سلطنت میکند، شاهی چون بهرام نیز وجود دارد.
بیفزود از فرق او تاج قدری
بیاراست از ذات او صدر گاهی
هوش مصنوعی: او از سرش تاجی به خاطر مقامش اضافه کرد و از وجودش یک بار دیگر فضیلتی به وجود آمد.
کزین گونه مکری بدین نوع غدری
نکرده است هیچ آدمی هیچ گاهی
هوش مصنوعی: هیچ انسانی در هیچ زمانی به این شیوه مکر و نیرنگی انجام نداده است.
برون برد زینی برآورد شینی
چون زینها که گفتم ندارد گناهی
هوش مصنوعی: شخصی زیبا و باوقار از جایی بیرون رفت و شاداب به نظر میرسید، همانطور که زینهای خوب را توصیف کردم که هیچ عیبی ندارد.
نه چون من بود هر که دارد ثنائی
نه در تو رسد هر که یابد کلاهی
هوش مصنوعی: هیچکس مانند من نیست که تو را ستایش کند و هیچکس نمیتواند به مقام تو برسد حتی اگر تاجی بر سر داشته باشد.
چه ماند به طاوس اگر زشت مرغی
نهد چون مگس بر سفیدی سیاهی
هوش مصنوعی: اگر طاووس زیباییاش را داشته باشد، دیری نمیپاید که زشتی یک مگس، با نشستن بر روی پرهای سپیدش، نمیتواند زیبایی او را تحتالشعاع قرار دهد.
مرا از ثناهای خورشید ذاتت
بر این نیست جز صبح صادق گواهی
هوش مصنوعی: تنها چیزی که از ستایشهای نورانی و روشنات دارم، گواهی صبح صادق است.
در ابواب علمم هنوز اختلافی
در انواع فضلم هنوز اشتباهی
هوش مصنوعی: من هنوز در دانش خود با تنوع و اختلافات روبهرو هستم و احساس میکنم که در زمینه فضایل نیز هنوز دچار اشتباهاتی هستم.
تو شاها میندیش ازینها که گفتم
همان دان که هستم یکی داد خواهی
هوش مصنوعی: تو ای پادشاه، به این چیزهایی که گفتم فکر نکن، فقط بدان که من چه کسی هستم و فقط یک دادخواهی دارم.
من از خاندان مانده مظلوم و آنگه
همه ذمیان را به عدلت پناهی
هوش مصنوعی: من از خانوادهای هستم که مظلوم مانده و اکنون همه غیرمسلمانان را به عدالت پناه میدهم.
برای رضای خدائی که دادت
چو افلاک ملکی چو انجم سپاهی
هوش مصنوعی: برای رضای خدایی که به تو مانند آسمانها ثروتی بزرگ و مانند ستارهها ژاگرت را بخشیده است.
که تنبیه او را به جائی رسانی
کزو عالمی را بود انتباهی
هوش مصنوعی: هرگونه تنبیه یا عذاب او را به جایی برسانی که برای دیگران عبرتی باشد و آنها را به هوش وادارد.
به اقبال خود سرخ رویم همی کن
که بنده گل و رای شاهی است ماهی
هوش مصنوعی: به خاطر شانس و موقعیت خوبم، همواره خوشحال و سرزنده هستم، چون من به زیبایی و راهنمایی شاهانه تعلق دارم.
چو باغ هنر یافت جویی ز آبی
نباید که سربرکشد هر گیاهی
هوش مصنوعی: وقتی در باغ هنر، آبی برای رشد گیاهی وجود دارد، باید مراقب باشیم که هر گیاه و هر چیزی به یک اندازه رشد نکند و بیش از حد خود را نمایان نسازد.