برگردان به زبان ساده
زهی مبارک فال و زهی خجسته بنی
که چرخ برتو سعادت کند نثار همی
هوش مصنوعی: چه مبارک است این سرنوشت و چه خوشیمن است این زادگاه، که چرخ روزگار برای تو سعادت و خوشبختی را نثار کند.
به پیش شکل تو ناقص گذاردش آذر
به پیش نقش تو مثله نمونه مانی
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو آنچنان است که آتش به احترام آن کم میآورد و طرح تو آنقدر بینظیر است که به نمونههای هنری باستانی شباهت دارد.
مرافق تو گشاده چو عرصه عالم
مؤانس تو کشیده بگنبد اعلی
هوش مصنوعی: کنار تو، فضای زندگی همچون وسعت عالم باز است و نزدیکی تو باعث شده تا عرش اعلی گسترش یابد.
گذشت قاعده تو ز مسکن قارون
رسید کنگره تو به موقف عیسی
هوش مصنوعی: قاعده و اصول تو به جایی رسیده است که دیگر به مسکن قارون (ثروت و قدرت) محدود نمیشود و در نهایت به مقام و جایگاه عیسی (رسالت و معنویت) میرسد.
تو آسمانی اندر علو و اندر تو
مجره وار یکی آب ساخته مجری
هوش مصنوعی: تو در مرتبهای بلند و والا قرار داری و در درونت، همچون یک مجرا، جریانی از آب شکل گرفته است.
ز عکس آب روان و صفای دیوارت
یکی سه گردد مهمان چو سازدت ماوی
هوش مصنوعی: این بیت بیان میکند که وقتی مهمانی به خانهات میآید و تو برای او محیطی دلنشین و آرام فراهم میکنی، حس خوبی به او دست میدهد، مانند زیبایی و صفایی که در آب روان و دیوار خانهات وجود دارد. به همین دلیل، مهمان به راحتی و شادی در آنجا احساس تعلق و آرامش میکند.
چگونه آبی آبی که صورت دیوار
حیات یابدی ار باشدی از آتش غذی
هوش مصنوعی: اگر آبی به دیوار زندگی بپاشد، چگونه میتواند آتش را به غذا تبدیل کند؟
نشان کوثر اگر خوانیش رواست که هست
نهال دولت صاحب نمونه طوبی
هوش مصنوعی: اگر به زیباییهای کوثر توجه کنی، میبینی که درختی از نعمت و برکت است که نماد قدرت و شکوه صاحب آن نیز محسوب میشود.
برو نهاده یکی سلسله چو بر مجنون
اگر چه هست مر او را لطافت لیلی
هوش مصنوعی: برو، مانند مجنون که زنجیری به خود بسته است، اگرچه او را لطافت و زیبایی لیلی خیره کرده است.
نهاده صورت یکتای تو و گوش بدر
که تاز آمدن سایلی رسد بشری
هوش مصنوعی: چهرهی یکتای تو را در نظر داشته باش و گوشهات را تیز کن، زیرا کسی به زودی به اینجا میآید که مهم است.
صدای گنبد تو در موافقت آید
ز بهر خواندن مهمان چو در دهند ندی
هوش مصنوعی: صدای گنبد تو هنگام استقبالی زیبا به گوش میرسد، همچنان که از سمت خانه، به مهمان نواخته میشود.
چنین همانا زان گشته تو مهمان دوست
که سوی تو نظر کرد خواجه دنیی
هوش مصنوعی: در واقع، تو به خاطر توجه و نظر پروردگار به غیر خودت، مهمان محبت او شدهای.
ابو علی حسن احمد آنکه زو پرسند
همه بزرگان در شرع مکرمت فتوی
هوش مصنوعی: ابو علی حسن احمد، کسی است که همه بزرگان در مسائل شرعی و اخلاقی از او نظرخواهی میکنند.
مؤیدی که به نزدیک ابر بخشش او
همه کسیر نماید مروت کسری
هوش مصنوعی: کسی که به ابر نزدیك است و با بخشش خود همه چیز را نیکو و فراوان میسازد، نمایانگر بزرگواری و رفتار شایسته است.
ز جود فربه او جسم آز شد لاغر
ز کلک لاغر او جسم مردمی فربی
هوش مصنوعی: از بخشندگی او، بدن لاغر و بیجان شد و به واسطه قلم خود، جسمی نشاطآور و پرحجم به وجود آورد.
خهی ز جود تو یک قطره دجله و جیحون
زهی ز حلم تو یک ذره بوقبیس وحری
هوش مصنوعی: از بزرگی و رحمت تو میتوان به وسعت دجله و جیحون پی برد، و از بردباری و شکیباییت میتوان به اندازهی یک دانه از بوقبیس و حری فهمید.
چه دیده ای تو هنوز از سعادت ازلی
که از هزار گل تو شکفته نیست یکی
هوش مصنوعی: آیا تاکنون از خوشبختی جاودانی چیزی دیدهای که از میان هزار گل، حتی یکی هم به پای آن نمیرسد؟
سلاله ملکی سازد ای امین ملک
سعادت ازلی ساید ای امین هدی
هوش مصنوعی: نسل فرشتهای به وجود میآید، ای نگهبان سرنوشت خوشبختی ابدی، راهنمایی کن ای امین هدایت.
ز بهر حاسد تو توتیای بی خوابی
برای ناصح تو کیمیای استغنی
هوش مصنوعی: به خاطر حسادت تو، خواب راحتی برای دیگران نیست و برای راستی، تو ذخیرهای از بینیازی به شمار میروی.
از آن مهم نهانی که شه ترا فرمود
چنان خبر بود از عین کارهات همی
هوش مصنوعی: از آن راز پنهانی که پادشاه به تو گفت، خبری آمد که بیانگر حقیقت کارهایت بود.
که گرد و پیکر ملک دگر بر اندیشد
کند عطارد آن حال را بتوانهی
هوش مصنوعی: هرکه به آینده فکر کند و به تغییرات و تحولات جهان توجه داشته باشد، میتواند مانند عطارد که به سرعت در حال حرکت است، در آن شرایط جدید عمل کند و زندگیاش را بهبود بخشد.
ملک چو دست ترا برسخا سواری داد
گرفت بخل ز بیم نیاز خر بکری
هوش مصنوعی: زمانی که خداوند تو را در مقام بلندی قرار دهد و تو را به جایی برساند، بخشی از محبت و نیازمندیات را از ترس نیاز به دیگران پنهان میکنی و این بخل در تو شکل میگیرد.
بزرگوارا من بنده را بپرور از آن
که جز حریم توام نیست ملجاء و ماوی
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، مرا پرورش بده زیرا که جز حریم تو، جایی برای پناه بردن و آرامش یافتن ندارم.
چو من به تربیت تو همی زنم لافی
چنان مکن که خجل گردم اندرین دعوی
هوش مصنوعی: وقتی من در زمینه آموزش تو صحبت میکنم، به گونهای این کار را نکن که باعث شرمندگی من در این ادعا شود.
مراست شعری در مدح تو بلند چنانک
بدانکه هست چو شعری که نیست او شعری
هوش مصنوعی: شعری که در ستایش تو سرودهام، به اندازهای بلند است که اگر شعری وجود نداشت، باز هم این شعر به عنوان شعر شناخته میشود.
همی دهی ز رو دیبا همی ستانی مدح
بلی بزرگان چونین کنند بیع و شری
هوش مصنوعی: تو همچنان که با روی زیبا میبخشی و سخاوت میکنی، از دیگران هم انتظاری نداشته باش. بزرگان نیز در امور معامله و تجارت به همین شکل عمل میکنند.
بنا نهادی قصری که هستش اوج و حضیض
چو قدر تو به ثریا چو حلم تو بثری
هوش مصنوعی: تو قصر بلندی را بنا کردی که اوج و پایین آن به اندازهی جایگاه تو در آسمان است، به گونهای که بزرگواری و حلم تو در میان ستارهها میدرخشد.
برو درین دهه عید می شتابد خلق
چو حاجیان به سوی کعبه از صفا و منی
هوش مصنوعی: در این ایام عید، مردم با شوق و هیجان به سمت جشنها و شادیها میروند، همانطور که حاجیان با شور و اشتیاق به سوی کعبه حرکت میکنند.
چنان که کعبه ملت بنا نهاد خلیل
خجسته کعبه دولت بنا نهاده توی
هوش مصنوعی: کعبه که نماد ملت و دین است، به دست ابراهیم خلیل ساخته شده و حالا تو هم جایگاهی مانند آن را در سیاست و حکومت به وجود آوردهای.
همیشه تا که بروید به بوستان سوسن
همیشه تا که بتابد بر آسمان شعری
هوش مصنوعی: هرگاه که به گلستان سوسن بروید و تماشایش کنید، همواره شعری در آسمان میتابد.
بسان شعری رای تو باد تابنده
چو لاله روی حسودت به خون دیده طلی
هوش مصنوعی: چشمهای حسود تو مانند لالهای درخشان است که به خاطر حسادتش در خون میغلطد و میسوزد.