برگردان به زبان ساده
سبحان خالقی که صفاتش ز کبریا
در خاک عجز می فکند عقل انبیا
هوش مصنوعی: خدایی را سپاس میگویم که ویژگیهایش به قدری عظیم و بزرگ است که حتی عقل پیامبران نیز در برابر آن به خاک افتاده و عاجز میماند.
گر صد هزار قرن همه خلق کاینات
فکرت کنند در صفت عزت خدا
هوش مصنوعی: اگر چه هزاران سال خلق و موجودات دنیا در خصوص ویژگیهای عظمت و عزت خدا تفکر کنند، باز هم به عمق آن شخصیت الهی نخواهند رسید.
آخر به عجز معترف آیند کای اله
دانسته شد که هیچ ندانسته ایم ما
هوش مصنوعی: در نهایت، همه به ناتوانی خود اعتراف خواهند کرد که ای خدایا، فهمیدیم ما هیچ چیز را نمیدانیم.
جائی که آفتاب بتابد ز اوج عز
سرگشتگی است مصلحت ذره در هوا
هوش مصنوعی: جایی که نور خورشید میتابد، نشاندهندهی اوج عظمت و پیشرفت است. در چنین فضایی، وجود یک ذره در آسمان به سود و فایدهای برای آن ذره خواهد بود.
و آنجا که بحر نامتناهیست موج زن
شاید که پشه می نکند قصد آشنا
هوش مصنوعی: در جایی که دریا بیپایان است و امواج به حرکت در میآیند، ممکن است که یک پشه نتواند به سمت آشنا برود.
و آنجا که قوس چرخ بعز و نطاق چرخ
زنبور در سبوری نوا چون کند ادا
هوش مصنوعی: در جایی که دایرهی ستارهها نشانههای شرافت و هویت را در خوشحالی و آرامش به نمایش میگذارد.
عقل که می برد قدح دردیش ز دست
چون آورد به معرفت کردگار جا
هوش مصنوعی: وقتی عقل از درد شراب به حالت مستی میافتد، چگونه میتواند به شناخت و درک معبود برسد؟
حق را به حق شمار که در قلزم عقول
می درکشد نهنگ تحیر من و ترا
هوش مصنوعی: حق را آنگونه که شایستهاش است بشناس و ارج بگذار، زیرا در عمق فکر و اندیشه، حیرت و شگفتی بزرگ وجود دارد که من و تو را در خود غرق میکند.
چون آب نقش می نپذیرد قلم بسوز
در آب شوی لوح دل از چون و از چرا
هوش مصنوعی: اگر آب ویژگیهای نقاشی را نمیپذیرد، پس بهتر است قلم را در آب بسوزانی و دل را از سوالات و چراییها پاک کنی.
چون آفتاب نیست حقیقت نشان پذیر
ای کم ز ذره هست نشان دادنت خطا
هوش مصنوعی: زمانی که حقیقت همچون آفتاب، واضح و روشن نیست، تو که کمتر از یک ذره هستی، نشان دادن خودت اشتباه است.
سبحان خالقی که گشاید بهر شبی
از روی لعبتان فلک نیلگون خطا
هوش مصنوعی: پاک و منزه است خالق که به خاطر هر شب از چهرهٔ معصومانهٔ ستارهها، آسمان آبی را میگشاید.
از زیر حقه مهره انجم کند پدید
زان مهره ها به حقه ازرق دهد ضیا
هوش مصنوعی: از زیر تأثیر ستارهها، نور و روشنایی به وجود میآید و این نور میتواند از طریق آن ستارهها به عالم افشا شود.
شب را زاختران همه دندان کند سپید
چون زنگئی که اوفتد از خنده در قفا
هوش مصنوعی: در شب، ستارهها به مانند دندانهای سفید درخشانی میدرخشند که وقتی که صدایی از خنده به گوش میرسد، نمایانتر میشوند.
در دست چرخ مصقله ماه نو دهد
تا اختران آینه گون را دهد جلا
هوش مصنوعی: ماه نو در چرخ زمان به مانند یک دستگاه جلا دهنده عمل میکند و ستارهها را که به شکل آینه هستند، درخشانتر و زیباتر میسازد.
در پای اسب شام کشد اطلس شفق
در جیب ترک صبح نهد عبقر بها
هوش مصنوعی: در زیر پاهای اسب، پس از غروب خورشید، پارچهای سرخرنگ قرار دارد و در جیب کسی از جنس ترک، عطر و بوی صبحگاهی به چشم میخورد.
گوئی که آفتاب مگر ذره ذره کرد
بر کهکشان ز زیره مرجان و کهربا
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که آفتاب به آرامی و به شکلی پراکنده بر کهکشان میتابد، مانند ذراتی که در زیر مرجان و کهربا قرار دارند.
با هستیش اگر قدری ماند از قدر
احکام خویش جمله قضا می کند قضا
هوش مصنوعی: اگر کسی با وجود وجود خود، قدری از ارزش و جایگاه احکامش بکاهد، تمامی سرنوشت خود را تحت تأثیر قرار میدهد.
سبحان قادری که بر آیینه وجود
بنگاشت از دو حرف دو گیتی کمایشا
هوش مصنوعی: خداوندی که تواناییاش بینهایت است، وجود انسان را همانند آئینهای خلق کرد که از دو حرف میتواند تمام جهان را به تصویر بکشد.
بر عرش ذره ذره خداوند مستویست
چه ذره در اسافل و چه عرش در علا
هوش مصنوعی: خداوند در همه جا حضور دارد، چه در پایینترین نقاط زمین و چه در بالاترین مقامات آسمانی.
در جنب حق نه ذره بود ظاهر و نه عرش
وآنجا که اوست جای نیابی ز هیچ جا
هوش مصنوعی: در نزد حق هیچ چیز، نه ذرهای به چشم میآید و نه عرش. و در جایی که او حضور دارد، نمیتوانی از هیچ نقطه دیگری او را پیدا کنی.
خود هیچ جای نیست که او نیست جمله اوست
چون جمله اوست کیستی آخر تو بینوا
هوش مصنوعی: در همه جا وجود او حس میشود و خودش در هیچکجا نیست. چون همه چیز از اوست، تو در این میان کیستی، ای بیچاره؟
بو نیست بنده و پندار هستیئی
پندار هستی تو ترا کرد مبتلا
هوش مصنوعی: وجود من بیمعناست و تنها خیال وجود تو باعث گرفتار شدن من شده است.
از کوزه نیم ذره سیماب چون برفت
نی در خلا بماند اثر زو نه در ملا
هوش مصنوعی: اگر از کوزه کمی جیوه خارج شود، دیگر در خلا نمیماند و اثری از آن برجا نمیگذارد، نه در علن و نه در پنهان.
ای از فنای محض پدیدار آمده
اندر بقای محض کجا ماندت بقا
هوش مصنوعی: ای کسی که از نابودی مطلق به ظهور رسیدهای و در بقا و جاودانگی قرار داری، جایی برای ماندن و باقی ماندن کجاست برای تو؟
خواهی که پی بری به سر کعبه نجات
در خود مکن قیاس حق و پیش در میا
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به کعبه نجات برسی، نباید حقایق را با قیاسهای خود مقایسه کنی و به پیش نروی.
بس سر که همچو گوی در این راه باختند
بس مرغ تیز پر که فروشد درین قضا
هوش مصنوعی: در این مسیر، خیلیها مانند گوی باختند و بسیاری از پرندههای تیزپر هم در این تقدیر زود به زمین افتادند.
خاموش باش حرف چه گوئی تو ای سلیم
خدمت نگاه دار چه پنداری ای گدا
هوش مصنوعی: سکوت کن و دیگر سخن نگو، ای سلیم! وظیفهات را به خوبی انجام بده و چه فکر میکنی، ای گدا؟
چون سر کار می طلبی صبر کن حکیم
تا صبر و خامشیت رساند به منتها
هوش مصنوعی: وقتی در کارهای خود به دنبال موفقیت هستی، صبر کن و سخن نگو. صبر و آرامش تو، در نهایت به هدفی که میخواهی میرسد.
گر تو زبان بخائی و خونش فرو بری
در زیر ورد نگویند با تو ماجرا
هوش مصنوعی: اگر تو حرفی را بخواهی بزنی و خون به دل کنی، دیگران زیر لب در مورد تو صحبت نخواهند کرد و از ماجرای تو چیزی نخواهند گفت.
آهنگ عشق زن تو در این راه خوفناک
احرام درد گیر و در این کعبه رجا
هوش مصنوعی: در مسیر عشق تو، با وجود تمام ترسها و سختیها، باید از رنجها عبور کرد و به امیدی بزرگ به کعبه و مقصد نهایی رسید.
گویند پشه بر لب دریا نشسته بود
در فکر سر فکنده به صد عجز و صد عنا
هوش مصنوعی: گفته میشود که پشهای بر لب دریا نشسته بود و در حال تفکر و اندیشه بود، در حالی که با ناامیدی و احساس کمبود به موضوعی میاندیشید.
گفتند چیست حاجتت ای پشه فقیر
گفت آنکه آب این همه دریا بود مرا
هوش مصنوعی: گفتند: حاجت تو چیست، ای پشه بیچاره؟ او پاسخ داد: این که آب دریا به این اندازه برای من باشد.
گفتند حوصله چو نداری مگوی این
گفتا به ناامیدی ازو چون دهم رضا
هوش مصنوعی: گفتند اگر صبر و حوصله نداری، حرفی نزن. او در پاسخ گفت: از ناامیدیام نمیتوانم به چیزی راضی شوم.
منگر به ناتوانی شخص ضعیف من
بنگر که این طلب ز کجا خواست وین هوا
هوش مصنوعی: به ضعف و ناتوانی من نگاه نکن، بلکه به توانایی من توجه کن که از کجا این خواسته و آرزو به وجود آمده است.
عقلم هزار بار بروزی خموش کرد
عشقم خموش می نکند ای نفس رها
هوش مصنوعی: عقل من بارها به من یادآوری کرده که ساکت باشم، اما عشق من هرگز ساکت نمیشود، ای نفس آزاد.
در آشنای خون جگر دل به حق سپار
تا حال خود کجا رسد ای مرد اشنا
هوش مصنوعی: ای مرد آشنا، دل خود را به حق بسپار و از دردهای خود بگو، تا ببینی که حال و روزت به کجا خواهد رسید.
جاوید در متابعت مصطفی گریز
تا نور شرع او شودت پیر و مقتدا
هوش مصنوعی: ای جاوید، در پیروی از پیامبر (مصطفی) فرار کن تا نور شریعت او، برای تو راهنما و پیشوایی شود.
خورشید خلد خواجه دنیا و آخرت
سلطان شرع و صاحب کونین مصطفا
هوش مصنوعی: خورشید بهشت، حضرت محمد (ص) است که در دنیا و آخرت سلطنت دارد و صاحب تمام عالم است.
مفتی عالم کل و معنی جزو و کل
در هر دو کون بر کل و بر جز و پادشا
هوش مصنوعی: مفتی عالم کل به معنای کسی است که درک وسیعی از جهان دارد و میتواند معانی جزئی و کلی را در هر دو دنیا بررسی کند. او به همه چیز تسلط دارد و بر روی جزئیات و کلیات نظارت میکند. همچنین او مانند پادشاهی است که بر همه چیز حکومت میکند.
چشم و چراغ سنت و نور دو چشم دین
صاحب قبول هفت قرآن صاحب لوا
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به اهمیت و مقام دو فرد دارد که به عنوان نور و روشنی برای دین و سنت محسوب میشوند. آنها به عنوان الگوهایی برای پیروی و هدایت در جامعه شناخته میشوند و دارای جایگاهی ویژه در عالم دین و علم هستند. این افراد با داشتن دانش عمیق و صلاحیت، به تبیین و تفسیر مسائل مذهبی کمک کرده و نقش مهمی در راهنمایی مردم ایفا میکنند.
کان بود کل عالم و او بود آفتاب
مس بود خاک آدم و او بود کیمیا
هوش مصنوعی: تمام وجود جهان مانند خاکی است و خود او مانند آفتاب درخشان است؛ در حالی که خاک آدمی بدون او ارزش خاصی ندارد و او خود مانند کیمیا است که همه چیز را ارزشمند میسازد.
چون آفتاب از فلک دین حق بتافت
تا هر دو کون پر شد ازو نور والضحا
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید از آسمان دین حق تابید، دو عالم را از نور خود پر کرد.
گردون که جبه بهترش از آفتاب نیست
پیراهن مجره ز شوقش کند قبا
هوش مصنوعی: آسمان که زیباییاش از خورشید کمتر نیست، از خوشحالی بهخاطر او، مانند شخصی که لباس زیبا بر تن کرده است، خود را آراسته است.
اندر نظاره کردن مشک دو گیسوانش
صد چشمه شد گشاده از این طارم دو تا
هوش مصنوعی: دیدن مشک دو گیسوان او، باعث شد که صد چشمه از این بلندی باز شود.
خورشید را از آن سببی نیست درد چشم
کو چشم را ز خاک درش ساخت توتیا
هوش مصنوعی: خورشید هیچ دردی ندارد، بلکه درد چشم به دلیل وجود گرد و غبار است که از خاک آن به وجود آمده، مانند توتیای چشم.
کس را نگشت معجزه ای در زمین پدید
او خاص شد به معجزه در ارض و بر سما
هوش مصنوعی: هیچکس در زمین معجزهای نداشت، اما او به معجزهای خاص در زمین و آسمان مشهور شد.
گویند مه شکافت تو دانی که آن چه بود
گردون ترنج و دست ببرید از آن لقا
هوش مصنوعی: میگویند که ماه شکاف برداشت و تو میدانی که آنچه به وجود آمد، همچون درخت ترنج بود و از آن ملاقات دست برداشتند.
یک شب از آن بتاخت چو برق از رواق چرخ
از قدسیان خروش بر آمد که مرحبا
هوش مصنوعی: یک شب ناگهان، مانند تابش برق از آسمان، صدای شگرفی از موجودات آسمانی بلند شد که به استقبال آمدند و تحسین کردند.
در پیش او که غاشیه کش بود جبرئیل
هم انبیاء دویده پیاده هم اصفیا
هوش مصنوعی: در حضور کسی که برتر از همه است، حتی جبرئیل و پیامبران هم باید با احترام و فروتنی بیایند، و بزرگترین اولیاء خدا نیز در مقابل او هیچگاه خود را بزرگ نمیانگارند.
از انبیاء چو مشغله طرقوا بخاست
در عرش اوفتاده از آن طرقوا صدا
هوش مصنوعی: در میان انبیا، وقتی که مشغول دعا و درخواست از خداوند بودند، صدای آنها از عرش آسمانی شنیده میشد.
چون نرگس از نظاره گلشن نگاه داشت
بشکست بر رخش گل ما زاغ و ما طغا
هوش مصنوعی: چشم نرگس در تماشای باغ گل، باعث شد که زیباییاش شکوفا شود و بر چهرهاش مانند زاغ و طبعی جسور، نقش ببندد.
آنجا که جای گم شد گم کرد و باز یافت
از هر صفت که وصف کنم خود به ماورا
هوش مصنوعی: در مکانی که همه چیز گم میشود و دوباره پیدا میشود، از هر ویژگیای که بخواهم توصیف کنم، خودم را فراتر از آن مییابم.
از دست ساقی و سقیهم شراب خواست
جام شراب یافت ز جام جهان نما
هوش مصنوعی: از دست ساقی و سقیه نوشیدنی خواست، و به جای آنکه از دنیا شراب بگیرد، جامی پیدا کرد که نمایانگر تمام عالم است.
موسی ز بی قراری خود در مقام قدس
خود را در او فکند بدر پیش تو عصا
هوش مصنوعی: موسی به خاطر ناامیدی و بیقراریاش در مکان مقدس، خود را در درون خداوند رها کرد و عصایش را در مقابل تو به زمین انداخت.
حالی و شاق چاوش عزت بدو دوید
کای نعل خود فکنده و نعلین شو جدا
هوش مصنوعی: حالی و شاق به سوی او دوید و گفت: ای کسی که نعل خود را رها کردهای، نعلین را هم کنار بگذار.
وانرا ز بعد چله پیوسته بار داد
وین را شبی ببرد به خلوتگه دنا
هوش مصنوعی: پس از گذشت چهل روز، او را به آرامش رسانید و در یک شب، او را به مکان خلوتی برد.
وانرا ز طور کرد سرای حرم پدید
وین را ز عرش ساخت ایوان کبریا
هوش مصنوعی: و در حالی که خانهی حرم از کوه طور نمایان شد، این را از آسمان و عرش به عنوان بزرگترین و باعظمتترین فضا قرار داد.