برگردان به زبان ساده
این چه نقش است که از مشک سیاه آوردی
وین چه نقص است که در گوشه ماه آوردی
هوش مصنوعی: چقدر زیبا و دلنشین است که تو این طراحی را با رنگ مشک سیاه به وجود آوردی و در عوض، چه نقصی و کدورتی در گوشهی صورت ماه (که نماد زیبایی است) وجود دارد.
عهد همچون گل تر سال به سال افکندی
باز همچون مه نو ماه به ماه آوردی
هوش مصنوعی: عهد تو شبیه گل تازه است که هر سال دوباره جوانه میزند و به مانند ماه نو که هر ماه ظاهر میشود، به طور مداوم تجدید میشود.
خط در آوردی تا عذر گناهت خواهد
رو که مقبول ترین عذر گناه آوردی
هوش مصنوعی: تو با نوشتن این خط، بهانهای برای گناه خود فراهم کردی که بهترین و مقبولترین بهانهای است که میتوانستی بیاوری.
ای بسا شیفته را کز شب و روز خط و زلف
بردی از راه و دگر باره به راه آوردی
هوش مصنوعی: بسیاری از دل باختگان هستند که تو با زیباییها و جذابیتهایشان، آنها را از مسیر خود منحرف کردی و دوباره به راه حقیقی بازگرداندی.
تا در آن سلسله زلف دلم بگشاید
بر لب چشمه خورشید گیاه آوردی
هوش مصنوعی: تا زمانی که زلف دل من باز نشود، تو بر لب چشمه خورشید، گیاهی را به ارمغان آوردی.
ماند برعارض توسایه خط پنداری
سایه چشمه خورشید ز چاه آوردی
هوش مصنوعی: سایهای بر روی زمین ایجاد شده که گمان میکنی ناشی از یک خط است؛ در حالی که سایهای که میبینی در واقع از تابش خورشید بر آب چاه است.
زنگ خط تو بر آیینه عارض بدمید
تا ز نومیدی دل گفت که آه آوردی
هوش مصنوعی: صدای خطی که بر چهرهی معشوق میافتد، به گونهای به دل امید میبخشد که از ناامیدی نجاتش میدهد و او را به یاد عشق و آهی که برایش داشته، میاندازد.
من بگفتم که چنان زلف سیه گر باشد
اینک از طرف دو عارض دو گواه آوردی
هوش مصنوعی: من گفتم که اگر زلف سیاه اینطور باشد، حالا تو از سمت دو گونهات دو شاهد آوردی.
یافت چون دل خط آزادی و آمد ز سفر
پیشکش پیش خداوند به راه آوردی
هوش مصنوعی: دل مانند خطی از آزادی را یافت و پس از سفر، آن را به عنوان هدیه به خداوند تقدیم کرد.
شاه مسعود شه آن سر که چو دین رویش دید
ملک را گفت نکو پشت و پناه آوردی
هوش مصنوعی: شاه مسعود از افرادی بود که وقتی بر روی خانه و کاشانهاش دید که خوشبختی و امنیت به آنجا آمده است، با دلگرمی و محبت به او پناه آورد.
اینت برجیس که بر اوج سعادت برجی
و اینت خورشید که از ظل آله آوردی
هوش مصنوعی: این برج، نشان از اوج خوشبختی و سعادت است، و این خورشید نمایانگر نیرویی است که به تو نور و روشنایی میبخشد.
بخت می داند کز بهر عروس دولت
بس جوان بخت و بکار آمده شاه آوردی
هوش مصنوعی: سرنوشت میداند که برای عروس خوشبختی، جوانان با لایق و پرکار به خدمت آمدهاند.
ایکه از طایر میمون و همای اقبال
از پی سایه سر زیر کلاه آوردی
هوش مصنوعی: تو که مانند پرندهای خوشبخت و شاداب، به دنبال خوششناسی و موفقیت هستی؛ با ذکاوت و زیرکی، سر خود را زیر کلاهِ محجوبت پنهان کردهای.
شرع را پشتی چون روی بهیجا کردی
ملک را روئی چون پشت بگاه آوردی
هوش مصنوعی: وقتی که به دستورات و قوانین دین بازگردی و به آنها پایبند باشی، جامعه و سرزمینت نیز رونق و آبادی خواهد یافت.
تا بدان گه که جهان در زر گیرد خورشید
هیچ هشیار نگوید که به گاه آوردی
هوش مصنوعی: تا زمانی که دنیا پر از ثروت و زیبایی شود، هیچ کس نمیتواند بگوید که تو به آن دست یافتهای.