برگردان به زبان ساده
مردکی بود طامع و شیاد
نام آن غرم حیدر آبی
هوش مصنوعی: مردی بود که طمع کار و فریبنده بود، نامش غرم بود و رنگش آبی.
کودکان را ز بهر شفتالو
سیب وامرود دادی و آبی
هوش مصنوعی: برای کودکان، شفتالو، سیب و امرود خریدی و همچنین آبی هم تهیه کردی.
گاه کدیه برای کسب حطام
دیده کردی چو چرخ دولابی
هوش مصنوعی: برخی اوقات برای به دست آوردن مال و ثروت، باید تلاش و زحمت زیادی کشید، مانند چرخ دندهای که دائماً در حال حرکت و کار کردن است.
شب به بزم معاشرت رفتی
خفتی آنجا برای دبابی
هوش مصنوعی: تو در شب به دور همی و جمع دوستانهای رفتی و آنجا خوابیدی، گویا در دنیا غرق در خوشی و سرگرمی بودی.
تایکی مست خفته را گادی
جان بدادی ز رنج بی خوابی
هوش مصنوعی: تو جان فزایندهای به کسی که از خواب غفلت و بیخوابیش رنج میبرد، عطا کردهای.
تو همان حیدری ولی بی آب
می کن ای دون سفله بی آبی
هوش مصنوعی: تو همان کسی هستی که قدرت و شجاعت حیدر (علی) را داری، اما بیآنکه در عمل نشان دهی. این ناتوانی و بیعرضگی تو، مرا خسته کرده است.