برگردان به زبان ساده
من هجاء چون کنم مطرزک را
که هجاء کردن است کژ خوانی
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم شعر را به درستی بخوانم، وقتی که خود هجاء کردن، خواندن نادرست است؟
علت آینه که می گویند
دورقی داندی و شروانی
هوش مصنوعی: آینه به خاطر این که میگویند دوتا چهره دارد، به روشنی و شفافیت خود نمایانگر تمام زوایای واقعیت است.
من نگویم که نیستش دانش
کآن طریقی بود ز نادانی
هوش مصنوعی: من نمیگویم که علم و دانشی وجود ندارد، چرا که این سخن ناشی از نادانی است.
عاقل انکار حس چگونه کند
خور نگردد به میغ ظلمانی
هوش مصنوعی: عاقل چگونه میتواند احساسات و واقعیتها را نادیده بگیرد، وقتی که در زیر سایهی تاریکی قرار دارد؟
آنچه من دیده ام ز سیرت او
نه ز مهداری و هجاخوانی
هوش مصنوعی: آنچه من از شخصیت او مشاهده کردهام مربوط به مراقبت و تربیت نیست، بلکه به رفتار و منش او مربوط میشود.
بی تکلف بگویم و نکنم
سخن آرائی و سخندانی
هوش مصنوعی: بیپرده و بدون هیچگونه زیور کلامی صحبت میکنم و از هر نوع لفاظی و فریبکاری پرهیز میکنم.
کافه خلق راست او بدخواه
خویش و بیگانه قاضی و دانی
هوش مصنوعی: مردم به طور طبیعی ناپسند کسی هستند که با آنها بیصاحب و غریبه است و به نوعی میتوان گفت که قضاوت نادرستی درباره او دارند.
آنچه او از زبان شوم کند
نکند صد خدنگ ماکانی
هوش مصنوعی: هر چیزی که او از زبانش بگوید، تأثیری ندارد و نمیتواند به ما آسیب بزند؛ زیرا ما همچون پرندگان آزاد و بینقص هستیم.
قصد و غمز و نفاق و خبث کند
سر به سر منطقی و برهانی
هوش مصنوعی: نیتهای بد، دسیسهها و جنبههای منفی همه میتوانند به طور منطقی و با دلیل بیان شوند.
وز تکبر چو سر بگرداند
آید اندر کلام نفسانی
هوش مصنوعی: وقتی که از روی خودخواهی یا تکبر سرش را بچرخاند، در سخنانش تاثیری از نفس اماره نشان میدهد.
گر کسی استراق سمع کند
بشنود صد فسون شیطانی
هوش مصنوعی: اگر کسی به صدای دیگران گوش دهد، میتواند به فریبهای شیطانی و نیرنگهای پنهان پی ببرد.
به ظرافت چو گه خورد حاشا
وآرد آن خنده زمستانی
هوش مصنوعی: وقتی به لطافت و زیبایی برخورد میکند، به سختی میتواند از خوشحالیاش جلوگیری کند و آن خنده سرد و زمستانی را نشان میدهد.
زیر هر خنده ای چو زهر بود
صد هلاهل ز حقد پنهانی
هوش مصنوعی: هر خندهای که به نظر شاد و خوشحالکننده میآید، در حقیقت میتواند حاوی تلخی و کینهای پنهان باشد.
وز اباطیل پیچ پیچ چو کاف
قاف را بشکند به پیشانی
هوش مصنوعی: از دروغها و سخنان بیپایه مانند کاف که در پیچ و خمهای مختلف خود را نشان میدهد، با شکستن آن، به حقیقت دست خواهی یافت.
مردکی کوهی شبانکاره
بغتتاً چون شود خراسانی
هوش مصنوعی: یک مرد کوهنشین به طور ناگهانی و غیرمنتظره به خراسان میآید.
لاجرم زین نمط بود فن او
که همی بینی و همی خوانی
هوش مصنوعی: بنابراین، به طور طبیعی او به این شکل و شیوه آموزش دیده است که چیزی را که میبینی و میخوانی، به خوبی درک میکنی.
کوه پرورده پلنگ نهاد
دور از آئین و رسم انسانی
هوش مصنوعی: پلنگی که در دل کوهها پرورش یافته، به دور از سر و سامان و قواعد انسانی زندگی میکند.
تازی اش هست و پارسی گه گاه
می درآید به صد پریشانی
هوش مصنوعی: زبان او بیشتر عربی است و گاهی کلماتی از فارسی در آن به شکل آشفته و ناخوشایند دیده میشود.
چشم شوخش ندیده در همه عمر
حشمت و نعمت و تن آسانی
هوش مصنوعی: چشمی که زیباییهای دنیا را در طول عمرش ندیده، هیچگاه شیرینی حشمت، نعمت و آسایش را احساس نکرده است.
شره و حرص جاه و مالش داد
چشم پوشیدگی و عریانی
هوش مصنوعی: اشتیاق و طمع به مقام و ثروت باعث شده است که او از دیدن واقعیتهای تلخ و عریانی که در زندگیاش وجود دارد، چشمپوشی کند.
عورت خویش را نمی بیند
از غرور و نشاط شهوانی
هوش مصنوعی: شخص بر اثر غرور و شادی خود به زیبایی و جذابیتهای خود توجهی ندارد و نمیتواند خود را به درستی ببیند.
شرم بادش ز نور و شمس و عبید
وز کمال و عماد زاکانی
هوش مصنوعی: شرم بر او که در برابر نور، خورشید و افراد برجستهای مانند عبید و عماد زاکانی، قرار میگیرد.
شمس کیشی ز جور آن بدکیش
اشک دارد چو در عمانی
هوش مصنوعی: شمس با وجود بدیها و ظلمهایی که از آن فرد بدذات دیده است، به شدت متاثر و گریان است، مانند فردی که در عمان احساس دلنگرانی و غم میکند.
در براق کمال او نرسد
صد از آن ژاژ خای کهدانی
هوش مصنوعی: در درخشندگی کمال او، حتی صدها گفته بیهوده و نادرست ارزش و اهمیتی ندارند.
کیست عبداله ابی سلول
حاسد اختصاص سلمانی
هوش مصنوعی: کیست این عبدالله ابی سلول که حسود است و به دوستی و صلح دیگران حسادت میورزد؟
علم باقی همی فروشد شیخ
به حطام مزخرف فانی
هوش مصنوعی: شیخ علم پایدار را به خاطر چیزهای بیارزش و زودگذر میفروشد.
نخورد بر زمال و جاه چنین
گو شود فیلسوف یونانی
هوش مصنوعی: این بیت میگوید که کسی که به ثروت و مقام علاقهای ندارد، مانند یک فیلسوف یونانی به دانایی و خرد اهمیت میدهد و از زندگی مادی دوری میکند. در واقع، ارزشهای معنوی و فکری برای او از ثروت و قدرت مهمتر است.
خانه ای کش بنا ز ظلم بود
زود روی آورد به ویرانی
هوش مصنوعی: خانه ای که بر پایه ظلم ساخته شده باشد، به زودی دچار ویرانی و انهدام می شود.
گر توئی اهل علم و فتوی و درس
... انی
هوش مصنوعی: اگر تو دارای علم، فتوا و دانش هستی...
نه که علم از تو سفله بیزار است
هم بدین شیوه هستی ارزانی
هوش مصنوعی: علم از کسانی که نادان و بیفرهنگ هستند، دوری میکند، و این مسئله به همین شکل باقی خواهد ماند.
نی نی از فتنه جوئی و شر و شور
وز هوس های شغل دیوانی
هوش مصنوعی: در پی فریب و آشوب نباش و از تمایلات شغفهای دنیوی دوری کن.
دردهد تن به ننگ سرهنگی
خوش کند دل به عار دربانی
هوش مصنوعی: کسی که درد و رنج را میپذیرد تا به مقام سرهنگی برسد، دلش را به خفت و شرم نگهبانی راضی میکند.
با چنین سیرتی که می بینی
با چنین خصلتی که می دانی
هوش مصنوعی: با چنین رفتار و ویژگیهایی که مشاهده میکنی و میدانی،
اگر او عالم و مسلمان است
وای بر علم و بر مسلمانی
هوش مصنوعی: اگر او دانشمند و مسلمان باشد، پس بر علم و مسلمانیش باید تاسف خورد.
بد شدم من ز صحبت بد او
نیک گفت آن حکیم روحانی
هوش مصنوعی: من به خاطر صحبتهای ناخوشایند او، بد شدنم را احساس میکنم. آن حکیم روحانی به خوبی اشاره کرد.
که نکوکار بد شود ز بدان
خاصه چون جور بیند از جانی
هوش مصنوعی: اگر انسان نیکوکار تحت فشار و ظلم قرار گیرد، ممکن است که او نیز تبدیل به فردی بد شود.
به جوانی ز هجو و غیبت و خبث
توبتم داد لطف رحمانی
هوش مصنوعی: در جوانی به خاطر زشتگوییها و غیبتهایی که انجام دادم، از بابت آنها توبه کردم و رحمتی از سوی خداوند شامل حال من گردید.
کرد هیچی مرا بدین سر زال
این شغاد لعین دستانی
هوش مصنوعی: من را به هیچ چیز نزد این پیرمرد زال، این شغاد لعنتی نرساند.
توبه من شکست و بشکندش
گردن از قهر عدل یزدانی
هوش مصنوعی: توبه من از بین رفت و اگر بخواهد، خداوند به خاطر قهر و عدالتش آن را در هم میشکند.
از همه گفته ها پشیمانم
گرچه کردم بسی درافشانی
هوش مصنوعی: من از تمام سخنانم پشیمانم، هرچند که گفتههای زیادی را با شور و شوق بیان کردهام.
وندر این قطعه از چنین گفتار
کافرم گر برم پشیمانی
هوش مصنوعی: در این بخش، میگوید که اگر از چیزی که گفتهام پشیمان شوم، به گمانم کافر هستم. به نوعی نشاندهندهٔ اعتقادی راسخ و وفاداری به سخنان و باورهای خود است.
یارب از غیب رحمتی بفرست
بهتر از ابرهای نیسانی
هوش مصنوعی: خدایا، از جانب خودتان رحمت و برکتی را بفرست که بهتر از بارانهای بهاری باشد.
سقطه نخجوانیش نو کن
تا جهان را ز فتنه برهانی
هوش مصنوعی: نخجوانی که در حالت سستی و بیحالی است را بیدار کن تا بتوانی دنیا را از آشوب و تباهی نجات دهی.
بر چنین دیو و دد دریغ دریغ
نظر لطف آصف ثانی
هوش مصنوعی: بر چنین موجودات خطرناک و شوم، افسوس و حسرت میخورم که چرا نگاه مهربان آصف دوم به آنها نیفتاده است.
نفس دیو مردمان مرساد
در چنین سیرت سلیمانی
هوش مصنوعی: دوران دیو و روحی که به انسانها آسیب میزند، در چنین رفتار و خصایص سلیمانی نمایان میشود.