برگردان به زبان ساده
گرچه بر پیر و جوان دادن جان شاق آمد
لیک عاشق به چنین مرحله مشتاق آمد
هوش مصنوعی: با وجود اینکه فدای جان دادن برای پیر و جوان سخت است، اما عاشق به چنین مرحلهای مشتاق و علاقمند است.
تو برون ز انفس و آفاقی ای نفس نفیس
کی دگر مثل تو در انفس و آفاق آمد
هوش مصنوعی: تو از جهان خارج و از افقها فراتر هستی؛ ای نفس گرانبها، آیا دیگر مانند تو در جهان و در افقها به وجود خواهد آمد؟
زهر در دست تو چون آب حیات ابد است
زهرنوشان تو را عار ز تریاق آمد
هوش مصنوعی: زهر در دستان تو مانند آب جاودانه ای است، و نوشندگان زهر تو از آنجا که به تریاق نیاز ندارند، به تو افتخار میکنند.
از لب لعل و دهان تو شود حوصله تنگ
طاقت از طاق دو ابرو و لبت طاق آمد
هوش مصنوعی: از زیباییهای لب و دهانت، حوصلهام به تنگ آمده و طاقت دیدن ابروان curved و لبت نیز از حد گذشته است.
گرچه اغراق تو بس واجب و فرض آسان شد
وصف حسن تو صنم خالی از اغراق آمد
هوش مصنوعی: اگرچه زیبایی تو به قدری فراتر از تصور است که توصیف آن کار سادهای به نظر میرسد، اما واقعیت این است که وصف زیبایی تو به هیچ وجه نمیتواند به تمامیت به آنچه هست نزدیک شود.
نتوان از سر کوی تو جفا جوی گذشت
خون عشاق به حدی است که تا ساق آمد
هوش مصنوعی: نمیتوان از کوی تو با خوبی و بیتوجهی عبور کرد، زیرا عشق و محبت چنان عمیق و طاقتفرساست که حتی برای رسیدن به تو خون دل میخورد.
اشک خونین چو، شراب است و دل خسته کباب
رزق عشاق تو اینگونه ز، رزاق آمد
هوش مصنوعی: اشکهای رنجآور به مانند شراب است و دل آزرده مثل کباب. روزی عاشقان از این شکل و شمایل به دست آمده است.
عهد و میثاق شکستن نبود شرط وفا
یار باید همه جا بر سر میثاق آمد
هوش مصنوعی: شکستن عهد و پیمان نشانه وفاداری نیست؛ یار باید همیشه بر سر وعدهاش بماند.
«حاجبا» علم و کمال و هنر و فضل و ادب
هر یکی را قلم دست تو مصداق آمد
هوش مصنوعی: حاجبا، تو تجسم علم، کمال، هنر، فضیلت و ادب هستی و هر یک از این ویژگیها در وجود تو نمود پیدا کرده است.