برگردان به زبان ساده
کارم ز دور چرخ به سامان نمیرسد
خون شد دلم ز درد، به درمان نمیرسد
هوش مصنوعی: کار من تحت تاثیر چرخ فلک به نتیجه نمیرسد و دل من از درد پر شده است، ولی به درمان نمیرسد.
با خاک ره ز روی مذلت برابرم
آب رخم همیرود و نان نمیرسد
هوش مصنوعی: در این بیت، سخن از حالت ذلت و فقر بیان شده است. راوی با حالتی از ناتوانی و نیاز، در کنار خاک راه ایستاده و احساس میکند که از چهرهاش آب میافتد، اما حتی نانی برای خوردن ندارد. زندگی او به شدت دچار کمبود و دشواری است.
پیپارهای نمیکنم از هیچ استخوان
تا صدهزار زخم به دندان نمیرسد
هوش مصنوعی: من برای چیزهای کماهمیت و بیارزش تازگی نمیزنم و آسیب نمیرسانم، زیرا در برابر صدهزار زخم و درد بزرگ، این زخمهای کوچک هیچ اعتباری ندارند.
سیرم ز جان خود به سر راستان ولی
بیچاره را چه چاره چو فرمان نمیرسد
هوش مصنوعی: من به دنبال راه راست هستم و جانم در این مسیر در حال پرواز است، اما بیچاره، وقتی که دستوری نرسد، چه میتواند بکند؟
از آرزوست گشته گرانبار غم دلم
آوخ که آرزوی من ارزان نمیرسد
هوش مصنوعی: آرزوی من باعث شده که دلام پر از غم شود. افسوس که به آرزوهایم به راحتی نمیتوانم برسم.
یعقوب را دو دیده ز حسرت سپید گشت
وآوازهای ز مصر به کنعان نمیرسد
هوش مصنوعی: یعقوب به قدری دلتنگ فرزندش یوسف بود که چشمانش از غم و حسرت سفید شد و خبر و آوازهای از مصر به سرزمین کنعان نمیرسید.
از حشمت اهل جهل به کیوان رسیدهاند
جز آه اهل فضل به کیوان نمیرسد
هوش مصنوعی: کسانی که نادانی دارند و فقط به ظاهر و تجملات توجه میکنند، به اوج نمیرسند. تنها کسانی که درک و دانش دارند، میتوانند به عمق واقعی ارزشها و فضیلتها دست یابند و این دستاورد از راه سعی و تلاش به دست میآید.
از دستبرد جور زمان اهل فضل را
این غصه بس که دست سوی جان نمی رسد
هوش مصنوعی: زمانه به قدری نامناسب و سخت شده است که حتی فرزندان علم و فضل نیز از دستبرد آن در امان نیستند. این غم و اندوه برای آنها بسیار سنگین است، به طوری که نمیتوانند به جان خود دسترسی پیدا کنند و از آن محافظت کنند.
حافظ صبور باش که در راه عاشقی
هر کس که جان نداد به جانان نمیرسد
هوش مصنوعی: صبور باش، زیرا در مسیر عشق، تنها کسی به معشوق نمیرسد که جانش را برای او ندهد.