برگردان به زبان ساده
بلبلی، برگِ گُلی خوشرنگ در مِنقار داشت
و اندر آن برگ و نَوا، خوش نالههایِ زار داشت
هوش مصنوعی: یک بلبل، برگ گلی زیبا را در منقار داشت و در آن برگ، با صدای دلنشینی نالههای غمگینی سر میداد.
گفتمش: در عینِ وصل، این نالِه و فریاد چیست؟
گفت ما را جلوهی معشوق در این کار داشت
هوش مصنوعی: به او گفتم وقتی که در کنار هم هستیم، چرا این ناله و فریادها را میزنید؟ او پاسخ داد که این عکسالعمل ما به زیبایی معشوق است که در این لحظه ما را تحت تأثیر قرار داده است.
یار اگر نَنشست با ما نیست جای اعتراض
پادشاهی کامران بود، از گدایی عار داشت
هوش مصنوعی: اگر محبوب ما کنار ما نباشد، نباید از این موضوع شکایت کرد. زیرا پادشاهی که خوشبخت است، هرگز احساس خجالت از داشتن زندگی ساده و بیپناهی نمیکند.
درنمیگیرد نیاز و ناز ما با حُسن دوست
خُرَّم آن کز نازنینان، بخت برخوردار داشت
هوش مصنوعی: نیاز و زیبایی ما با لطف و زیبایی دوست به هماهنگی نمیرسد، چرا که از میان محبوبان، تنها کسی که سرنوشت خوشی را به دست آورد، درخشان و راضی است.
خیز تا بر کِلک آن نقاش، جان افشان کنیم
کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت
هوش مصنوعی: بیایید بیدار شویم و زندگیامان را به تصویر بکشیم، زیرا این همه نقشهای شگفتانگیز نتیجهی دقت و کار قدردانانهای است که در دایرهی زندگیمان وجود دارد.
گر مرید راه عشقی، فکر بدنامی مکن
شِیخِ صَنعان، خِرقه رهن خانهٔ خَمّار داشت
اگر واقعاً سالک و پیرو راه عشق هستی، از بدنام شدن نترس. شیخ صنعان که پیر و مرشد بزرگی بود، آنقدر در راه عشق پیش رفت و بی توجه به حرف مردم بود که خرقهٔ لباس درویشان بود و همچنین نماد زهد و مقام معنوی ولی ان رابرای خرید شراب در میخانه گرو گذاشت .داستان شیخ صنعان در کتاب «منطقالطیر» عطار آمده است
وقت آن شیرینقلندر خوش که در اَطوارِ سِیر
ذکر تسبیح ملک در حلقهی زُنّار داشت
هوش مصنوعی: زمانی است که آن قلندر شیرین، در حال سیر و سلوك، ذکر تسبیح فرشتگان را در حلقهٔ زنجیر به زبان میآورد.
چشم حافظ زیر بام قصر آن حوریسرشت
شیوهی جَنّاتُ تَجْری تَحْتِهَا الاَنهار داشت
هوش مصنوعی: چشم حافظ به زیر سقف کاخ آن حوری، زیباییهای بهشت را که نهرها زیر آن جاری است، نظاره میکند.