برگردان به زبان ساده
خوابِ آن نرگسِ فَتّانِ تو، بیچیزی نیست
تابِ آن زلفِ پریشانِ تو، بیچیزی نیست
هوش مصنوعی: خواب آن نرگس جذاب تو، بدون دلیل نیست و زیبایی آن زلفهای پریشان تو، بی علت نیست.
از لبت شیر روان بود که من میگفتم
«این شکر گِردِ نمکدانِ تو، بیچیزی نیست»
هوش مصنوعی: از لبهایت شیرینزبانی و لطافت میریخت که من همیشه میگفتم این شکر، در کنار نمکدانت، بی دلیل نیست و به خاطر چیز خاصی است.
جان درازیِ تو بادا که یقین میدانم
در کمان ناوَک مژگانِ تو، بیچیزی نیست
هوش مصنوعی: امیدوارم که عمر طولانی داشته باشی، زیرا میدانم که در تیرکمان زیبایی چشمانت، هیچ چیز کم و کاستی وجود ندارد.
مبتلایی به غمِ محنت و اندوهِ فراق
ای دل! این ناله و افغان تو، بیچیزی نیست
هوش مصنوعی: ای دل، تو درگیر غم و اندوه جدایی هستی و این گریه و آه تو، بیدلیل نیست.
دوش، باد از سرِ کویش به گلستان بگذشت
ای گل! این چاکِ گریبانِ تو، بیچیزی نیست
هوش مصنوعی: دیشب، نسیم از کنار خانهات گذشت. ای گل، این چاکی که در گریبان توست، بیدلیل نیست.
دردِ عشق ار چه دل از خلق نهان میدارد
حافظ این دیدهٔ گریانِ تو، بیچیزی نیست
هوش مصنوعی: عشق اگرچه دردش را از دیگران پنهان میکند، اما چشمان گریان تو نشان میدهد که چیزی در درون وجود دارد.