برگردان به زبان ساده
حاصلِ کارگه کون و مکان این همه نیست
باده پیش آر که اسبابِ جهان این همه نیست
هوش مصنوعی: نتیجهی تلاشها و دنیای مادی این همه نیست، باده بیاور که وسایل و امکانات این جهان به اندازهی این همه نیست.
از دل و جان شرفِ صحبتِ جانان غرض است
غرض این است، وگرنه دل و جان این همه نیست
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر بیان میکند که هدف اصلیاش از عشق و صحبت با معشوق، عشق و محبت اوست. او میگوید که ارزش دل و جانش به این ارتباط وابسته است و اگر این رابطه نبود، دل و جان او اهمیت چندانی نداشت.
مِنَّتِ سِدره و طوبی ز پیِ سایه مکش
که چو خوش بنگری ای سروِ روان، این همه نیست
برای بدست آوردن سایه، منت درخت سدر و طوبی را مکش.
دولت آن است که بی خونِ دل آید به کنار
ور نه با سعی و عمل باغِ جَنان این همه نیست
هوش مصنوعی: خوشبختی واقعی زمانی به دست میآید که بدون درد و رنج به دست آید، وگرنه با تلاش و کوشش تنها نمیتوان به بهشت رسید.
پنج روزی که در این مرحله مهلت داری
خوش بیاسای زمانی که زمان این همه نیست
هوش مصنوعی: پنج روزی که در این موقعیت فرصت داری، خوب آرامش کن و لذت ببر؛ چرا که زمانی که بگذرد، دیگر این آرامش و فرصت را نخواهی داشت.
بر لبِ بحرِ فنا منتظریم ای ساقی
فرصتی دان که ز لب تا به دهان این همه نیست
هوش مصنوعی: ما در کنار دریا به انتظار نشستهایم، ای ساقی! فرصتی را دریاب که از لب تا به دهان، این همه فاصله وجود دارد.
زاهد ایمن مشو از بازیِ غیرت، زنهار
که ره از صومعه تا دیرِ مغان این همه نیست
هوش مصنوعی: ای زاهد، از بازی غیرت و فتنهها غافل مشو، زیرا مسیر بین صومعه و میخانه به همین سادگی نیست.
دردمندیِّ منِ سوختهٔ زار و نَزار
ظاهرا حاجتِ تقریر و بیان این همه نیست
هوش مصنوعی: درد و رنج من، که در وضعیت بسیار بدی قرار دارم، به نظر نمیرسد که نیازی به توضیح و بیان این همه مشکلات داشته باشد.
نام حافظ رقمِ نیک پذیرفت ولی
پیش رندان رقمِ سود و زیان این همه نیست
هوش مصنوعی: نام حافظ به عنوان یک شاعر معروف و نیکوکار شناخته شده است، اما در میان اهل علم و ادب، محاسبات و درکهای متفاوتی درباره زندگی و مشکلات وجود دارد که به همین سادگی نیست و نمیتوان تنها به نام او اکتفا کرد.